خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از شهریار، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و ستایش او است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند 'رویی چو ماه' و 'چشم سیاه'، عشق و ارادت خود را نشان می‌دهد. همچنین، مفاهیمی مانند رنج عشق، وفاداری، و ستایش معشوق به عنوان موجودی الهی در شعر دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمده ای ۱

باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه
گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده ای ۲

کشته ی چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر ای آینه در معرض آه آمده ای ۳

از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده ای ۴

چه کنی با من و با کلبه درویشی من
تو که مهمان سراپرده ی شاه آمده ای ۵

می تپد دل به برم با همه ی شیر دلی
که چو آهوی حرم شیرنگاه آمده ای ۶

آسمان را ز سر افتاد کلاه خورشید
به سلام تو که خورشید کلاه آمده ای ۷

شهریارا حرم عشق مبارک بادت
که در این سایه ی دولت به پناه آمده ای ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۲۶ - ساز صبا
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۲۸ - وای وای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.