غروی اصفهانی : مدایح و مراثی عبدالله الرضیع المعروف بعلی الاصغر سلام الله علیه
شمارهٔ ۳ - فی رثاء الرضیع عن لسان امه علیهما السلام
خبر مقدم علی اصغر ز سفر می آید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۷۶ - نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۲۶ - گر دلم روز وداع از پی محمل می‌شد
گر دلم روز وداع از پی محمل می‌شد
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۰۳ - مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم
مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم
بابافغانی : غزلیات
شماره ۳۲۸ - این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۲۵ - سرشک لعل من حاصل گل آزار می آرد
سرشک لعل من حاصل گل آزار می آرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸۰ - یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
یار ما از کشتن عشاق درهم کی شود؟
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ یازدهم دو زر سفید
ای کز تو پری رخان صفا یافته اند
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۸۶ - گویم همه دل منی و جانی
گویم همه دل منی و جانی
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۶۰ - دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است
دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است
قاسم انوار : مقطعات
شماره ۱۶ - اشتیاقم بملاقات تو چندان که مپرس
اشتیاقم بملاقات تو چندان که مپرس
ایرج میرزا : قصیده ها
شب جمعه خدمت حاج امین
رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود
عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
در اشاره به کتاب جوهرالذات که از تصنیفات شیخ است و سرلقب عطار
یک شبی در بحر شاه اولیا
رشیدالدین میبدی : ۳۹- سورة الزمر- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: «أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» اى وسعه لقبول الحقّ، «فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ» اى على معرفة «مِنْ رَبِّهِ». و قیل: على بیان و بصیرة. و قیل: النّور القرآن فهو نور لمن تمسّک به. و فى الکلام حذف، اى من شرح اللَّه صدره للاسلام فاهتدى کمن قسى اللَّه قلبه فلم یهتد؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
عطار نیشابوری : بخش هجدهم
(۶) حکایت پیر خالو سرخسی
سرخسی بود پیری خالوش نام
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۹۲ - در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین
دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٩٧ - شب دراز بتاریکی ار نشینم به
شب دراز بتاریکی ار نشینم به
رشیدالدین میبدی : ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة
۶ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ ذَا النُّونِ» یاد کن آن مرد ماهى را، «إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً» که خشمگین برفت، «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ» پنداشت و ندانست که ما بر او چه چیز تقدیر کرده‏ایم. «فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ» تا بانگ در گرفت در تاریکى شب، «أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ» که نیست خدایى جز تو، «سُبْحانَکَ» پاکى‏ ترا، «إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (۸۷) من از ستمکارانم.