بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۰۰ - گر آیینهات در مقابل نماند
گر آیینهات در مقابل نماند سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن
چشمکان پیش من پر آب مکن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹ - چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ. الآیة... مفسّران گفتند: سبب نزول این آیت آن بود که مصطفى (ص) آن روز که بغزاء احد بیرون شد چون بمقام رسید بشعبى از شعبهاى احد فرو آمد، و پنجاه مرد تیرانداز از لشکر خود برگزید، و عبد اللَّه بن جبیر انصارى برادر خوات جبیر بر سر ایشان امیر کرد، و ایشان را بپایان کوه بر گذرگاه دشمن بداشت، و گفت: اگر بینید که ما را نصرت است یا هزیمت، هر چون که باشد، شما از اینجا مروید و برمگردید مبادا که برگردید و آن گه دشمن از پس در آید و ما را دریابد. پس لشکر قریش در رسید. خالد بن ولید بر میمنه ایشان، و عکرمة بن ابى جهل بر میسره ایشان و زنان قریش نیز با ایشان بیرون آمده، دف میزدند و شعر میگفتند، چنان که عادت ایشان بود. مصطفى (ص) و یاران حمله بردند، و کافران را هزیمت کردند، و قومى را بکشتند. از ایشان یکى ابى بن خلف جمحى بود، وقتى رسول خدا (ص) را گفته بود مرا مادیانى است وى را علف میدهم و نیکو میدارم تا بر پشت آن ترا کشم. رسول خدا جواب داد که من ترا کشم انشاء اللَّه. پس روز احد، ابى بن خلف نزدیک رسول (ص) درآمد و قصد وى میکرد، رسول خدا (ص) بگذاشت تا نزدیک درآمد، حربهاى ستد از حارث بن الصمة و بر گردن وى زد از اسب بیفتاد. چنان که گاو بانگ میکرد و میگفت: «قتلنى محمد.» صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۸۹ - امشب که داغ بر دل افگار سوختم
امشب که داغ بر دل افگار سوختم سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - جان جز پیش خود چمانه منه
جان جز پیش خود چمانه منه عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۴۱
در فصول پیشین نوشتهام که عشق را توجه بجهتی نیست فَاَیْنَما تُولَوُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه اکنون میگویم حدیث اِنَّ اللّهُ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال برخوان و بیقین بدان که عاشق آن جمال میباید بود یا عاشق محبوبش و این رمزی قوی است در دانستن عشق. قصه دراز مکن تو هممحبّیو هم محبوب زیرا که جمال بطبع محبوبست بدین نسبت محبی و چون سر خَلَقَ اللّهُ ادَمَ عَلی صوُرَتِهِ در تو پدید شده است بدین نسبت محبوبی، پس روا بود که عاشق در خود نگرد معشوق را بیند دوست گیرد و درین مقام تعدد برخیزد عاشق و معشوق و عشق یکی باشد: نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۴۷ - انجامش روزگار سقراط
درآرای مغنی سرم را ز خواب طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۶ - گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۳۷ - آن که از چشم تو افکند مرا بیتقصیر
آن که از چشم تو افکند مرا بیتقصیر سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۱۵ - آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟
آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۵۲ - نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر
نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۲۱ - معنی اسم اعظم از ما جو
معنی اسم اعظم از ما جو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۵۷ - ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۲۵ - درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
درد پیری را جوانی می کند درمان و بس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۹۸ - ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
ملال در دل آزاده جا نمی گیرد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۳۱ - دختری کز سایه رز می رمید
دختری کز سایه رز می رمید عطار نیشابوری : هیلاج نامه
در عین العیان توحید گوید
تو ای شیخ کبیر و قطب عالم جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام
یوسف کنعان چو در زندان نشست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۲۸ - بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
غزل ۱۳۰۰ - گر آیینهات در مقابل نماند
گر آیینهات در مقابل نماند سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن
چشمکان پیش من پر آب مکن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹ - چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ. الآیة... مفسّران گفتند: سبب نزول این آیت آن بود که مصطفى (ص) آن روز که بغزاء احد بیرون شد چون بمقام رسید بشعبى از شعبهاى احد فرو آمد، و پنجاه مرد تیرانداز از لشکر خود برگزید، و عبد اللَّه بن جبیر انصارى برادر خوات جبیر بر سر ایشان امیر کرد، و ایشان را بپایان کوه بر گذرگاه دشمن بداشت، و گفت: اگر بینید که ما را نصرت است یا هزیمت، هر چون که باشد، شما از اینجا مروید و برمگردید مبادا که برگردید و آن گه دشمن از پس در آید و ما را دریابد. پس لشکر قریش در رسید. خالد بن ولید بر میمنه ایشان، و عکرمة بن ابى جهل بر میسره ایشان و زنان قریش نیز با ایشان بیرون آمده، دف میزدند و شعر میگفتند، چنان که عادت ایشان بود. مصطفى (ص) و یاران حمله بردند، و کافران را هزیمت کردند، و قومى را بکشتند. از ایشان یکى ابى بن خلف جمحى بود، وقتى رسول خدا (ص) را گفته بود مرا مادیانى است وى را علف میدهم و نیکو میدارم تا بر پشت آن ترا کشم. رسول خدا جواب داد که من ترا کشم انشاء اللَّه. پس روز احد، ابى بن خلف نزدیک رسول (ص) درآمد و قصد وى میکرد، رسول خدا (ص) بگذاشت تا نزدیک درآمد، حربهاى ستد از حارث بن الصمة و بر گردن وى زد از اسب بیفتاد. چنان که گاو بانگ میکرد و میگفت: «قتلنى محمد.» صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۸۹ - امشب که داغ بر دل افگار سوختم
امشب که داغ بر دل افگار سوختم سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۸۱ - جان جز پیش خود چمانه منه
جان جز پیش خود چمانه منه عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۴۱
در فصول پیشین نوشتهام که عشق را توجه بجهتی نیست فَاَیْنَما تُولَوُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّه اکنون میگویم حدیث اِنَّ اللّهُ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال برخوان و بیقین بدان که عاشق آن جمال میباید بود یا عاشق محبوبش و این رمزی قوی است در دانستن عشق. قصه دراز مکن تو هممحبّیو هم محبوب زیرا که جمال بطبع محبوبست بدین نسبت محبی و چون سر خَلَقَ اللّهُ ادَمَ عَلی صوُرَتِهِ در تو پدید شده است بدین نسبت محبوبی، پس روا بود که عاشق در خود نگرد معشوق را بیند دوست گیرد و درین مقام تعدد برخیزد عاشق و معشوق و عشق یکی باشد: نظامی گنجوی : خردنامه
بخش ۴۷ - انجامش روزگار سقراط
درآرای مغنی سرم را ز خواب طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۶ - گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۳۷ - آن که از چشم تو افکند مرا بیتقصیر
آن که از چشم تو افکند مرا بیتقصیر سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۱۵ - آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟
آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۵۲ - نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر
نمی دانند اهل غفلت انجام شراب آخر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۲۱ - معنی اسم اعظم از ما جو
معنی اسم اعظم از ما جو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۵۷ - ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود
ترا اگر به نیاز احتیاج خواهد بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۲۵ - درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
درد پیری را جوانی می کند درمان و بس صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۹۸ - ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
ملال در دل آزاده جا نمی گیرد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۳۱ - دختری کز سایه رز می رمید
دختری کز سایه رز می رمید عطار نیشابوری : هیلاج نامه
در عین العیان توحید گوید
تو ای شیخ کبیر و قطب عالم جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام
یوسف کنعان چو در زندان نشست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۲۸ - بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن