این متن شعری است که به توصیف زندگی و فلسفهی آن میپردازد. شاعر از لذتهای زندگی مانند نوشیدن شراب و موسیقی سخن میگوید و تأکید میکند که نباید به غم و اندوه اجازه داد تا بر زندگی مسلط شود. همچنین، شاعر به تغییرات زمانه اشاره میکند و توصیه میکند که نباید به خوشیها و ناخوشیهای زمانه دل بست، بلکه باید با خرد و آرامش با آنها روبرو شد.
این متن حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد. بنابراین، این متن برای مخاطبان بالای 16 سال که توانایی درک مفاهیم عمیقتر را دارند، مناسب است.
غزل ۳۸۱ - جان جز پیش خود چمانه منه
طبع جز بر می مغانه منه ۱
باده را تا به باغ شاید برد
آنچنان در شرابخانه منه ۲
گر چه همرنگ نار دانه بود
نام او آب نار دانه منه ۳
در هر آن خانهای که می نبود
پای اندر چنان ستانه منه ۴
تا بود باغ آسمان گردان
چشم بر روی آسمانه منه ۵
روی جز بر جناح چنگ ممال
دست جو بر بر چغانه منه ۶
گر نخواهی که در تو پیچد غم
رنج بر طبع شادمانه منه ۷
بد و نیک زمانه گردانست
بر بد و نیک او بهانه منه ۸
بخردان بر زمانه دل ننهند
پس تو دل نیز بر زمانه منه ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.