حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الحادی عشر - فی السیاح و المعمی
حکایت کرد مرا دوستی که در مقالت صفت عدالت داشت و در معاملت نعت مجاملت که وقتی از اوقات بحکم عوارض آفات با رفیقی اتفاق کردم و عزم سفر عراق.
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵٣ - پنجروزی که حیاتست چنان باید زیست
پنجروزی که حیاتست چنان باید زیست
ادیب الممالک : ترجیعات
شماره ۱ - غدیر خم رسید ای ساقی گلچهره می باید
غدیر خم رسید ای ساقی گلچهره می باید
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۶۴ - چشمه نوش نوخطان مهر گیابر آورد
چشمه نوش نوخطان مهر گیابر آورد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۵۳ - خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید
خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۰ - ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
ندهی کام مرا از لب خندان تا چند
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۲۰ - عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
عشق برتافت چنان صبر و شکیبایی را
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۹۵ - تخته آیینه مهر تواند این سینه ها
تخته آیینه مهر تواند این سینه ها
صغیر اصفهانی : ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی
شمارهٔ ۶۸ - تاریخ کتاب مصیبت‌نامهٔ شعرای انجمن دانشکدهٔ اصفهان
نازم اقدام جناب میرزا عباس خان
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۴ - زین سر و نشان یافتم آن سر و نشان را
زین سر و نشان یافتم آن سر و نشان را
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۸ - شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۲۱ - تا مرا شد سایه زلفت پناه
تا مرا شد سایه زلفت پناه
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۸۴ - تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۳ - بَخْتی کِهْ جَمْشیدْ دٰاشْتِهْ اَمِهْ دَرْجا کِرْدْ
بَخْتی کِهْ جَمْشیدْ دٰاشْتِهْ اَمِهْ دَرْجا کِرْدْ
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۶۷ - دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن
دوش از درم درآمد، آن سرو سیمتن
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۳۲۸ - میشود جان تازه، چون دوری ازین تن میکند
میشود جان تازه، چون دوری ازین تن میکند
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱ - ای چرخ هزار دیده دون دوتا
ای چرخ هزار دیده دون دوتا
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۹۶ - وقتست که بر سرم کنی باران گل
وقتست که بر سرم کنی باران گل
حافظ : غزلیات
غزل ۷۱ - زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما آگاه نیست
خیام : هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
رباعی ۹۲
* من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت،