این متن از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر نگرش عرفانی و انتقادی به زهد ظاهری و دنیای مادی است. شاعر به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، انتقاد از زاهدین ظاهرپرست، و تاکید بر درونگرایی و حقیقت درونی میپردازد. او بر این باور است که در طریقت عرفانی، هر آنچه برای سالک پیش میآید خیر اوست و در مسیر مستقیم، گمراهی وجود ندارد. همچنین، شاعر به نقد دنیای مادی و قدرتهای ظاهری میپردازد و تاکید میکند که در این مسیر، کبر و ناز و حاجب و دربان جایی ندارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، انتقادهای اجتماعی و نگرش انتقادی به زهد ظاهری نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۷۱ - زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست
دَر حَقِ ما، هَرچِه گوید، جایِ هیچ اِکْراه نیست ۱
دَر طَریقَت هَرچِه پیشِ سالک آید، خِیْرِ اوست
دَر صِراطِ مُسْتَقیم، اِی دِل، کَسی گُمراه نیست ۲
تا چه بازی رُخ نُماید بِیْدَقی خواهیم رانْد
عَرْصِهیِ شَطْرَنْجِ رِنْدان را مَجالِ شاه نیست ۳
چیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بِسیارنقش؟
زین مُعَمّا، هیچ دانا در جَهان، آگاه نیست ۴
این چِه اِسْتِغْناست یا رَب؟ وین چه قادِرْ حِکْمَت است؟
کاینهمه زَخْمِ نَهان است و مَجالِ آه نیست ۵
صاحِبِ دیوانِ ما گویی نمیدانَد حِساب
کاندر این طُغرا، نِشانِ حِسْبَةً لِلّٰه نیست ۶
هَر کِه خواهد گو: «بیا!» و هَرچِه خواهد گو: «بِگو!»
کِبْر و ناز و حاجِب و دَرْبان، بدین دَرْگاه نیست ۷
بَر دَرِ مِیخانه رَفْتَن، کارِ یِکرَنْگان بُوَد
خودفُروشان را به کویِ مِیفُروشان، راه نیست ۸
هرچه هست از قامَتِ ناسازِ بیاَنْدامِ ماست
وَر نَه تَشْریفِ تو، بَر بالایِ کَس، کوتاه نیست ۹
بَنْدِهیِ پیرِ خَراباتَم که لُطْفَش، دائِم است
وَر نَه لُطْفِ شِیْخ و زاهِد، گاه هَسْت و گاه نیست ۱۰
«حافِظ»، اَر بَر صَدْر نَنْشینَد، زِ عالیمَشْرَبیست
عاشِقِ دُرْدیکَش اَندَر بَنْدِ مال و جاه نیست ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.