خلاصه و ردهبندی سنی
12+
شاعر از گذرا بودن عمر و زیباییهای طبیعت مانند گل سخن میگوید و ابراز تأسف میکند که عمر کوتاه است و گلها نیز زود پژمرده میشوند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و احساسی است که برای درک بهتر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۶ - وقتست که بر سرم کنی باران گل
وقتست که بر سرم کنی باران گل
زیرا که ز باغ رو کند پنهان گل ۱
آمد به جهان باغ تا عیش کند
کوتاهی عمر دید و شد گریان گل ۲
زیرا که ز باغ رو کند پنهان گل ۱
آمد به جهان باغ تا عیش کند
کوتاهی عمر دید و شد گریان گل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - بلبل که تو از جان شده ای ناظر گل
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - دلدار ز شوق رفت در گلشن گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.