محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۸۲ - شیخ بوسعید گفت قدس اللّه روحه العزیز کی ما را بخواب دیدند مرده و زنخ بربسته و سخن می‌گوییم. کسی گویدی فرا مردمان کی سخن مگویید و اگر گویید چنین گویید
شیخ بوسعید گفت قدس اللّه روحه العزیز کی ما را بخواب دیدند مرده و زنخ بربسته و سخن می‌گوییم. کسی گویدی فرا مردمان کی سخن مگویید و اگر گویید چنین گویید کی شیخ گفت آنگاه که بمردی او بماند و بس ماتَ الْعَبْدُ وَهُوَ لَمْ یَزَلْ.
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
غیر آن سر که سری با کف پایی دارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۸۳ - دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۸۰ - ای آن که ز پندار دلت بیزارست
ای آن که ز پندار دلت بیزارست
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۹ - در بیان آنکه صحبت اولیا معظمترین طاعات و مفیدترین عبادات است. زیرا آنچه بسالی و دو باجتهاد خود کس نتواند حاصل کردن بساعتی اضعاف آن از صحبت شیخ میسر شود. همچنانکه اگر کسی بفکر و اجتهاد خود خواهد که صنعتی بیاموزد البته نتواند. و اگر بمرور ایام بعد از اجتهاد بسیار بیاموزد هم ناقص باشد. لیکن آنچه در یک لحظه از استاد آموزد بسالها بجهد خود حاصل نکند. پس اگر آنکه نادراً حق تعالی کسی را بی شیخ و استاد تعلیم دهد که الرحمن علم القرآن بر او حکم نباشد که النادر لاحکم له. و آن نادر هم برای آن آید که دیگران از او بیاموزند و اینچنین نادر پیش آن پختگان که پیر پرورند خام نماید از این رو مصطفی علیه السلام با امیرالمؤمنین علی کرم اللّه وجهه نصیحت فرمود که اذا تقرب الناس الی خالقهم بانواع البر فتقرب ا
با علی گفت احمد مرسل
هجویری : بابُ اثباتِ العلم
بابُ اثباتِ العلم
قوله تعالی فی صفة العلماء: «انّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ (۲۸/فاطر).»
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۳۲ - ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۳۶ - از شمع وصال کمترک یابی نور
از شمع وصال کمترک یابی نور
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۴۲ - اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
اگر آن سنگ که داری ببر اندر دل تست
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۳ - دردی دارم که گفتنی نیست
دردی دارم که گفتنی نیست
ابوعلی عثمانی : باب ۴ تا ۵۲
باب چهلم - در دعا
قالَ اللّهُ تَعالی وَ قالَ رَبُّکُمْ اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ.
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۵۴ - آتشی کز توگلستان من است
آتشی کز توگلستان من است
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۸۹ - آمد به سر کوی تو مسکین درویش
آمد به سر کوی تو مسکین درویش
اهلی شیرازی : شمع و پروانه
بخش ۲۴ - دیوانه شدن پروانه و صحرا گرفتن او
نه خود میرفت از آن منزل به شبگیر
فردوسی : منوچهر
بخش ۷ - پرستنده برخاست از پیش اوی
پرستنده برخاست از پیش اوی
ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۸۷ - گر صد هزار بار گدازی در آتشم
گر صد هزار بار گدازی در آتشم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۹۲ - بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران
بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۳۰ - رخش که از نظر خلق جمله محجوبست
رخش که از نظر خلق جمله محجوبست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۰ - یک روز شبی چو شمع برخواهم خاست
یک روز شبی چو شمع برخواهم خاست
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۶۶ - در ساغر عیش باده خامان ریزند
در ساغر عیش باده خامان ریزند