صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۸ - شد بهار و غنچه ما همچنان در خاک ماند
شد بهار و غنچه ما همچنان در خاک ماند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۴۲ - لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
لعل شکروشت که به جلاب شسته اند
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - پیوسته دلم کباب میخواهد عشق
پیوسته دلم کباب میخواهد عشق
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۸۸ - گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید
گر آه کشم آن سگ کویم بسر آید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۴۴ - با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
احمد شاملو : هوای تازه
پشتِ ديوار
تلخیِ این اعتراف چه سوزاننده است که مردی گشن و خشم‌آگین
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۲۴ - به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن
به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن
عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۵۷ - منظر او بلند چون خوازه
منظر او بلند چون خوازه
عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۷۵ - چون شمع دمی نبود خشنود از خویش
چون شمع دمی نبود خشنود از خویش
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۸ - دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا
ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۹۶ - دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۳۱ - شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد
شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۲۳ - بیرون بیا در آفتاب آزرده می‌گردد تنت
بیرون بیا در آفتاب آزرده می‌گردد تنت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴۲ - میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۷۰ - می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۹ - اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را
اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را
طبیب اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید
مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت