عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر ابوحفص حداد قدس الله روحه العزیز
آن قدوه رجال، آن نقطه کمال، آن عابد صادق، آن زاهد عاشق، آن سلطان اوتاد، قطب عالم: ابوحفص حداد، رحمةالله علیه، پادشاه مشایخ بود علی الاطلاق، خلیفه حق بود به استحقاق، و او از محتشمان این طایفه بود، و کسی به بزرگی او نبود در وقت وی، ور در ریاضت و کرامت و مروت و فتوت بی نظیر بود و در کشف و بیان یگانه و معلم و ملقن او بی واسطه خدای بود، عزوجل. و پیر بوعثمان حیری بود و شاه شجاع از کرمان به زیارت او آمدو در صحبت او به بغداد به زیارت مشایخ، و ابتدای او آن بود که بر کنیزکی عاشق بود، چنانکه قرار نداشت، او را گفتند: در شارستان نشابور جهودی جادوگر است، تدبیر کار تو او کند.
ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۷۵ - تا جان تو عزم رفتن از تن نکند
تا جان تو عزم رفتن از تن نکند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵ - ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم
ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۸۶ - آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
آن را که بود تیغ زبان بی لب نان نیست
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۱ - ای خواجه تو می‌روی و دنیا ماند
ای خواجه تو می‌روی و دنیا ماند
صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۳۶ - کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم
کاش آن زمان که نهب نمودند لشکرم
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۸ - الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست، و ن
الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۳۹ - لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۳۶ - برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارم
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۹۴ - در حق مادر خویش
ای ریزهٔ روزی تو بوده
عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۲۷ - ای دل! تو چو مردان به رهِ پرخطری
ای دل! تو چو مردان به رهِ پرخطری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۷۲ - حاش لله از ملامت شوق جانان کم شود
حاش لله از ملامت شوق جانان کم شود
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۰۸ - ای بخت جوان بیاو در ساغر پیچ
ای بخت جوان بیاو در ساغر پیچ
عطار نیشابوری : حکایت باز
حکایت پادشاهی که سیب بر سر غلام خود می‌گذاشت و آن را نشانه می‌گرفت
پادشاهی بود بس عالی گهر
نسیمی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۴۸ - در محفل که راه بیابی گران مباش
در محفل که راه بیابی گران مباش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۷۳ - صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
صبح شد ساقی بیا فکر من افتاده کن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۷۳ - عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۵۰ - سرشگی کز غم معشوق بارم
سرشگی کز غم معشوق بارم
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۳۸ - کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است
کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است