خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر ناساس مفاهیمی مانند عشق، شکرگزاری، بیخودی و وصال به معشوق الهی سروده شده است. شاعر تأکید میکند که شکایت از سختیهای راه عشق و نادیده گرفتن نعمتهای الهی، نوعی کفران نعمت است. همچنین، بیخودی و مستی عرفانی را کلید گشایش دل میداند و آرزوی وصال را در بهشت توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از اصطلاحات خاص ادبیات عرفانی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند «مستی» و «بیخودی» نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۳۸ - کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است
کم گرفتن عشق را بسیار کافر نعمتی است
شکوه از جورش مکن زنهار کافر نعمتی است ۱
با وجود دست و پا در راه جست و جوی او
اندکی استادگی بسیار کافر نعمتی است ۲
بی خودی مفتاح قفل بستهٔ دل بود
شکوه از مستی مکن مکن هشیار کافر نعمتی است ۳
در شب وصلش که بعد از عمرها رو داده است
باده نوشان مستی سرشار کافر نعمتی است ۴
چون توانم گفت زنار دلم گردیده زلف
زلف را مانایی زنار کافر نعمتی است ۵
ای که همچون سینه ات صندوق سری داده اند
راز پنهان بر لب اظهار کافر نعمتی است ۶
منکه جویا از خیالش در بهشت افتاده ام
آرزو کردن وصال یار کافر نعمتی است ۷
شکوه از جورش مکن زنهار کافر نعمتی است ۱
با وجود دست و پا در راه جست و جوی او
اندکی استادگی بسیار کافر نعمتی است ۲
بی خودی مفتاح قفل بستهٔ دل بود
شکوه از مستی مکن مکن هشیار کافر نعمتی است ۳
در شب وصلش که بعد از عمرها رو داده است
باده نوشان مستی سرشار کافر نعمتی است ۴
چون توانم گفت زنار دلم گردیده زلف
زلف را مانایی زنار کافر نعمتی است ۵
ای که همچون سینه ات صندوق سری داده اند
راز پنهان بر لب اظهار کافر نعمتی است ۶
منکه جویا از خیالش در بهشت افتاده ام
آرزو کردن وصال یار کافر نعمتی است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - ناخنی گر می زند بر دل نوای سازهاست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - آرام در مقام رضای خدا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.