خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تغافل، و قدرت کلمات میپردازد. شاعر از تیغ تغافل و ابرو به عنوان نمادهای درد و عشق یاد میکند و به مفاهیمی مانند جاذبهی طالع، رام کردن آهو با نگاه، و قدرت ملایمت در برابر سختیها اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۴۴ - بس است تیغ تغافل من بلاجو را
بس است تیغ تغافل من بلاجو را
مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را ۱
کجاست جاذبه طالع سلیمانی؟
که آورد به سرای من آن پریرو را ۲
چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز
که غمزه تو کمر بست تیغ ابرو را ۳
کناره کردن مجنون ز خلق، تعلیمی است
که می توان به نگه رام کرد آهو را ۴
کسی سرآمد گلزار غنچه خسبان است
که بشکند سرش از بار درد، زانو را ۵
نهال قامت چابک سوار من تیری است
که هست خانه زین، خانه کمان او را ۶
ملایمت سپر و جوشن ضعیفان است
ز زخم تیغ خطر نیست خامه مو را ۷
اگر نه رتبه نظم است، از چه رو صائب
مقام بر سر چشم است بیت ابرو را؟ ۸
مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را ۱
کجاست جاذبه طالع سلیمانی؟
که آورد به سرای من آن پریرو را ۲
چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز
که غمزه تو کمر بست تیغ ابرو را ۳
کناره کردن مجنون ز خلق، تعلیمی است
که می توان به نگه رام کرد آهو را ۴
کسی سرآمد گلزار غنچه خسبان است
که بشکند سرش از بار درد، زانو را ۵
نهال قامت چابک سوار من تیری است
که هست خانه زین، خانه کمان او را ۶
ملایمت سپر و جوشن ضعیفان است
ز زخم تیغ خطر نیست خامه مو را ۷
اگر نه رتبه نظم است، از چه رو صائب
مقام بر سر چشم است بیت ابرو را؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۳ - چه حاجت است به گلگونه، روی گلگون را؟
گوهر بعدی:غزل ۶۴۵ - ز داغ نیست محابا به درد ساخته را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.