صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴۷ - لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
لب نانی که از دامان سایل باز می دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۷۶ - به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد
به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۷ - نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد
نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۳۵ - مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۱۷ - زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۷ - اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش
اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۵۱ - ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش
ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۰۵ - توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد
توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۰۵ - جهان به راه شناسان دیده ور تنگ است
جهان به راه شناسان دیده ور تنگ است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۰۷ - دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
دخل و تحسین بجا باعث احیای من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۸۹ - آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست
آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۱ - جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
جمعی که جان به لب گویا سپرده اند مولوی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
ای بیوَفا جانی که او بر ذوالْوَفا عاشق نشُد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۷۷ - کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۰ - نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۱۲ - سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
سبکروان ز غم روزگار بیخبرند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۸۵ - سواد شب دل شب زنده دار می خواهد
سواد شب دل شب زنده دار می خواهد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹۲ - آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
غزل ۲۹۴۷ - لب نانی که از دامان سایل باز می دارد
لب نانی که از دامان سایل باز می دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۷۶ - به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد
به خواب آن چشم دل از عاشق ناشاد می گیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۷ - نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد
نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۳۵ - مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۱۷ - زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۷ - اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش
اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۵۱ - ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش
ز گرد سرمه نتوان دید درچشم سخندانش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۰۵ - توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد
توانگر در دل از سامان خود آزارها دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۰۵ - جهان به راه شناسان دیده ور تنگ است
جهان به راه شناسان دیده ور تنگ است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا
خواب غفلت گر به این عنوان شود سنگین مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۰۷ - دخل و تحسین بجا باعث احیای من است
دخل و تحسین بجا باعث احیای من است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۸۹ - آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست
آب کن در شیشه ساقی گر شراب صاف نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۱ - جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
جمعی که جان به لب گویا سپرده اند مولوی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - ای بیوفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
ای بیوَفا جانی که او بر ذوالْوَفا عاشق نشُد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۷۷ - کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۱۰ - نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۱۲ - سبکروان ز غم روزگار بیخبرند
سبکروان ز غم روزگار بیخبرند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۶۷ - مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۸۵ - سواد شب دل شب زنده دار می خواهد
سواد شب دل شب زنده دار می خواهد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۹۲ - آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من
آه گرمی هست دایم در دل بی تاب من