بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۸۸ - عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو ترانه های کودکانه : بخش اول
فصل زمستون رفته
چه صبحی قشنگه ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ٧۴ - ایضاً
آتیک یا مولای بالامس زایرا سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۸ - قند خجل میشود از لب چون شکرش
قند خجل میشود از لب چون شکرش فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۱۹ - ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند
ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۵۹ - دمی در کوی درویشان گذر کن
دمی در کوی درویشان گذر کن عطار نیشابوری : بخش بیست و سوم
المقالة الثالثة و العشرون
سالک آمد نه درو عقل ونه هوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۹ - نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱ - در حل فال گوید
چون ز بهر فال بگشائی کتاب عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شماره ۲۵ - گر جان خواهد از بن دندان بدهم
گر جان خواهد از بن دندان بدهم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۱ - در بیان آنکه هرچه از شیخ واصل آید آن را از خدای تعالی باید دیدن زیرا که شیخ پیش از مرگ مرده است و حق در او تصرف میکند و در دست قدرت حق همچون آلت مرده است چنانکه تیشۀ و اره بدست نجار و کلک و قلم بدست نقاش و در بیان آنکه چون ماجرا میان ولد و شیخ صلاح الدین عظم اللّه ذکره دراز کشید ولد را معلوم شد که بفکر و معرفت آنچه خلاصۀ کار است نخواهد روی نمودن از آن حالت بگذشت.
هر چه آید ز شیخ ای دانا سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۵۲ - حاشا که قبول خلقت از ره ببرد
حاشا که قبول خلقت از ره ببرد ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۴۹ - دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت
دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۵۱ - مناجات و تضرع به درگاه حضرت قاضی الحاجات
ای خدا ای هم تو پیدا هم نهان مولوی : دفتر سوم
بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن
ای تَقاضاگَر درونْ هَمچون جَنین امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۷۸ - میزنی تو غمزه، من جان می کنم
میزنی تو غمزه، من جان می کنم کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۶۶ - وله ایضا
در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۵۱ - با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت
با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت جامی : دفتر اول
بخش ۸۶ - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد
هست حق را دو اسم کارگزار اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
شماره ۴۸۸ - عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو ترانه های کودکانه : بخش اول
فصل زمستون رفته
چه صبحی قشنگه ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ٧۴ - ایضاً
آتیک یا مولای بالامس زایرا سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۸ - قند خجل میشود از لب چون شکرش
قند خجل میشود از لب چون شکرش فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۱۹ - ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند
ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۵۹ - دمی در کوی درویشان گذر کن
دمی در کوی درویشان گذر کن عطار نیشابوری : بخش بیست و سوم
المقالة الثالثة و العشرون
سالک آمد نه درو عقل ونه هوش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۹ - نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۱ - در حل فال گوید
چون ز بهر فال بگشائی کتاب عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شماره ۲۵ - گر جان خواهد از بن دندان بدهم
گر جان خواهد از بن دندان بدهم سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۱ - در بیان آنکه هرچه از شیخ واصل آید آن را از خدای تعالی باید دیدن زیرا که شیخ پیش از مرگ مرده است و حق در او تصرف میکند و در دست قدرت حق همچون آلت مرده است چنانکه تیشۀ و اره بدست نجار و کلک و قلم بدست نقاش و در بیان آنکه چون ماجرا میان ولد و شیخ صلاح الدین عظم اللّه ذکره دراز کشید ولد را معلوم شد که بفکر و معرفت آنچه خلاصۀ کار است نخواهد روی نمودن از آن حالت بگذشت.
هر چه آید ز شیخ ای دانا سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۵۲ - حاشا که قبول خلقت از ره ببرد
حاشا که قبول خلقت از ره ببرد ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۴۹ - دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت
دوش چه دانی مرا بی تو چه بر سر گذشت ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۵۱ - مناجات و تضرع به درگاه حضرت قاضی الحاجات
ای خدا ای هم تو پیدا هم نهان مولوی : دفتر سوم
بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن
ای تَقاضاگَر درونْ هَمچون جَنین امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۷۸ - میزنی تو غمزه، من جان می کنم
میزنی تو غمزه، من جان می کنم کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۱۶۶ - وله ایضا
در مدح تو اگر چه مجالی فسیح بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۵۱ - با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت
با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت جامی : دفتر اول
بخش ۸۶ - در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد
هست حق را دو اسم کارگزار اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۳۵ - هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست