مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۳۶ - ساقی اگر کم شد می‌ات، دستار ما بستان گرو
ساقی اگر کم شُد می‌اَت، دَسْتارِ ما بِسْتان گِرو
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۸۳
عشق بحدی برسد که عاشق دوست معشوق را دوست گیرد و در دشمنی دشمن او آمیزد همانا که این معنی در عالم مودت بود چون بِخُلَّت رسد روی از همه بگرداند فَانهُمْ عَدُولیٌ اِلّا رَبَ العالَمین و چون بمحبت رسد ازوجود هر موجود بیزار شود اِنی بَریٌ مِمّا تُشرکون اَی فی الْوُجودِ مَعَهُ و چون بعشق بی شعور شود و در پرتو آن نور شود درین بیشعوری نظر از محبوب و محبه برخیزد آن را که بود برخود بود و این سری عظیم است ذوق درباید تا فهم شود و روا بود که عشق بحدی برسد که عاشق را غیور کند ودر غیرت ناصبور کند دوست او را دشمن گیرد و دشمن او را دوست دارد عجب نخواهد که کسی نامش بر زبان راند چون خواهد که کسی دیگرش دوست دارد و آنچه شبلی قَدّسَ اللّهُ روحَهُ در نهایت مقامات هر که حق را یاد کردی او سنگی بر دهان او زدی از غیرت سر این معنی است عاشق کی طاقت آن دارد که کسی در محل نظر او شریک شود:
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۸۷ - تا سبزه و گل هست، ز می توبه حرام است
تا سبزه و گل هست، ز می توبه حرام است
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵ - جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا
انوری : رباعیات
رباعی ۳۴۰ - ای دل مگذار عمر چون بی‌خبران
ای دل مگذار عمر چون بی‌خبران
بابافغانی : قصاید
شمارهٔ ۱ - بازاز سمن و گل چمن آراست جهان را
بازاز سمن و گل چمن آراست جهان را
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۴۶ - لعل نوشینش چو خندان می شود
لعل نوشینش چو خندان می شود
جمال‌الدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۳۳ - گفتم چو خطت برنگ موی تو شود
گفتم چو خطت برنگ موی تو شود
غبار همدانی : غزلیات
شماره ۹۳ - ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
ای مطرب دل ترسم زین پرده که بنوازی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳۳ - دی مست بوده ام که ز خویشم خبر نبود
دی مست بوده ام که ز خویشم خبر نبود
خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
سروده های خفته ...
۱
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۵ - پاسخ مهراب به افسر
بدو مهراب گفت ای افسر روم
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۷۷ - فرد
ما رقمی می کشیم تا به چه خواهد کشید
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۸۳ - من گرفتم که قمار از همه عالم بردی
من گرفتم که قمار از همه عالم بردی
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۹۸ - از دوری کنار تو هستم میان غم
از دوری کنار تو هستم میان غم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۶۱ - عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست
عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست
مولوی : رباعیات
رباعی ۴۰۴ - ما عاشق عشقیم که عشق است نجات
ما عاشق عشقیم که عشق است نجات
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۹ - ای وصالت آرزوی جان غَم پرورد من
ای وصالت آرزوی جان غَم پرورد من
فضولی : غزلیات
شماره ۵۳ - غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۲۱ - چون سایه منم فتان و خیزان
چون سایه منم فتان و خیزان