جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۱۸ - طره بخت را بشانه زنم
طره بخت را بشانه زنم فروغی بسطامی : رباعیات
رباعی ۸ - زلفین سیه که در بناگوش تواند
زلفین سیه که در بناگوش تواند اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۳ - کاشکی رحمی بدی آن فتنه گر عیار را
کاشکی رحمی بدی آن فتنه گر عیار را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۸ - در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین
در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین مولوی : دفتر چهارم
بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود
کَندنِ گوری که کمتر پیشه بود اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۴ - ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳ - ایهاالحیران فی وجه الحبیب
ایهاالحیران فی وجه الحبیب اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۵ - ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵ - پخته می گردند از سودای زلفش خام ها
پخته می گردند از سودای زلفش خام ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۸ - چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟ اسیری لاهیجی : رسائل
شرح بیتی از عطار
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم، الحمداللّٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۹۱ - از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۹۲ - شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - ببحر هست مطلق تا شدم غرق
ببحر هست مطلق تا شدم غرق عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۰ - ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۱۲ - روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵ - جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۲۸ - هزار حیف که دوران خط یار گذشت
هزار حیف که دوران خط یار گذشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۵۰ - آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو
آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۵ - تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
شماره ۱۱۸ - طره بخت را بشانه زنم
طره بخت را بشانه زنم فروغی بسطامی : رباعیات
رباعی ۸ - زلفین سیه که در بناگوش تواند
زلفین سیه که در بناگوش تواند اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۳ - کاشکی رحمی بدی آن فتنه گر عیار را
کاشکی رحمی بدی آن فتنه گر عیار را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۸ - در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین
در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین مولوی : دفتر چهارم
بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود
کَندنِ گوری که کمتر پیشه بود اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۴ - ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳ - ایهاالحیران فی وجه الحبیب
ایهاالحیران فی وجه الحبیب اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۵ - ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۵ - پخته می گردند از سودای زلفش خام ها
پخته می گردند از سودای زلفش خام ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۸ - چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟ اسیری لاهیجی : رسائل
شرح بیتی از عطار
بسم اللّٰه الرحمن الرحیم، الحمداللّٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۹۱ - از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم
از خویش می رویم و ترا یاد می کنیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۳۹۲ - شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم
شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - ببحر هست مطلق تا شدم غرق
ببحر هست مطلق تا شدم غرق عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۶۰ - ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۱۲ - روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه
روشن ز نور صدق بود جان صبحگاه اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵ - جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۲۸ - هزار حیف که دوران خط یار گذشت
هزار حیف که دوران خط یار گذشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۵۰ - آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو
آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۱۵ - تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست