نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۲۲ - خوش رست چمن رشته خارا برچین
خوش رست چمن رشته خارا برچین امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۰۲ - آن کسان کز بر آن روی بدم می گویند
آن کسان کز بر آن روی بدم می گویند صامت بروجردی : کتاب الروایات و المصائب
شمارهٔ ۱۰ - در عدل انوشیروان
بود اندر ملک آذربایجان ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۱۷ - شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار
شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۲ - «کن فکان » جان را خبر گوید ز «کان »
«کن فکان » جان را خبر گوید ز «کان » مجد همگر : قطعات
شماره ۳۱ - چنان لشکرکشی سلطان ندارد
چنان لشکرکشی سلطان ندارد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۹۵ - خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد
خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۲۷ - مژدگانی که روز عید آمد
مژدگانی که روز عید آمد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۷۲ - پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۶۲ - در عالم عشق کفر ایمان باشد
در عالم عشق کفر ایمان باشد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸ - شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید
شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید حافظ : غزلیات
غزل ۳۶۶ - ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۵ - ز نانخورش بترشرویی زمانه بساز
ز نانخورش بترشرویی زمانه بساز شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۳۶ - دل درد و بلای عشقش افزون خواهد
دل درد و بلای عشقش افزون خواهد سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۴ - در بیان آنکه ظاهر آدم محسوس است و مجسم، مقامش هم لایق او باشد محسوس و مجسم و روح را که معنوی است و بیچون مقامش هم معنوی و بیچون باشد. آسمان و زمین خانۀ اجسام است و عالم بیچون که اصل هستیهاست مقام ارواح است پس این عالم آخر باشد و عالم آخرت سرا از آن جهت پیغامبر علیه السلام جسم را مرکب خواند که نفسک مطیتک فارفق بها پس عیسی علیه السلام بر این صورت نرفته باشد بر آسمانی رفته باشد که آن بر این حاکم است و آن آسمان انوار و صفات خداست. و در تقریر آنکه شرط است دوبار زائیدن آدمی را یکی از مادر و بار دیگر از تن و هستی خود. تن مثال بیضه است گوهر آدمی باید که در این بیضه مرغی شود از گرمی عشق و از تن بیرون آید و در جهان جاویدان جان که عالم لامکان است پران شود که اگر مرغ ایمان او از هستی او نزاید حک
مصطفی گفت تن بود مرکب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۷۳ - جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۲۸ - عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۹۶ - پردهٔ عصمت ندارد تاب دستانداز شوق
پردهٔ عصمت ندارد تاب دستانداز شوق حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۲۲ - میروی ای در دلِ تنگم مقیم
میروی ای در دلِ تنگم مقیم مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۹۴ - گر عاشقی انده کش هجران می باش
گر عاشقی انده کش هجران می باش
شماره ۱۲۲ - خوش رست چمن رشته خارا برچین
خوش رست چمن رشته خارا برچین امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۰۲ - آن کسان کز بر آن روی بدم می گویند
آن کسان کز بر آن روی بدم می گویند صامت بروجردی : کتاب الروایات و المصائب
شمارهٔ ۱۰ - در عدل انوشیروان
بود اندر ملک آذربایجان ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۱۷ - شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار
شد جوان دوران و سر زد سبزه و آمد بهار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۲ - «کن فکان » جان را خبر گوید ز «کان »
«کن فکان » جان را خبر گوید ز «کان » مجد همگر : قطعات
شماره ۳۱ - چنان لشکرکشی سلطان ندارد
چنان لشکرکشی سلطان ندارد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۹۵ - خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد
خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۲۷ - مژدگانی که روز عید آمد
مژدگانی که روز عید آمد فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۷۲ - پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۶۲ - در عالم عشق کفر ایمان باشد
در عالم عشق کفر ایمان باشد رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸ - شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید
شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید حافظ : غزلیات
غزل ۳۶۶ - ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۵ - ز نانخورش بترشرویی زمانه بساز
ز نانخورش بترشرویی زمانه بساز شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۳۶ - دل درد و بلای عشقش افزون خواهد
دل درد و بلای عشقش افزون خواهد سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۴ - در بیان آنکه ظاهر آدم محسوس است و مجسم، مقامش هم لایق او باشد محسوس و مجسم و روح را که معنوی است و بیچون مقامش هم معنوی و بیچون باشد. آسمان و زمین خانۀ اجسام است و عالم بیچون که اصل هستیهاست مقام ارواح است پس این عالم آخر باشد و عالم آخرت سرا از آن جهت پیغامبر علیه السلام جسم را مرکب خواند که نفسک مطیتک فارفق بها پس عیسی علیه السلام بر این صورت نرفته باشد بر آسمانی رفته باشد که آن بر این حاکم است و آن آسمان انوار و صفات خداست. و در تقریر آنکه شرط است دوبار زائیدن آدمی را یکی از مادر و بار دیگر از تن و هستی خود. تن مثال بیضه است گوهر آدمی باید که در این بیضه مرغی شود از گرمی عشق و از تن بیرون آید و در جهان جاویدان جان که عالم لامکان است پران شود که اگر مرغ ایمان او از هستی او نزاید حک
مصطفی گفت تن بود مرکب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۷۳ - جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای
جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۲۸ - عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۳۹۶ - پردهٔ عصمت ندارد تاب دستانداز شوق
پردهٔ عصمت ندارد تاب دستانداز شوق حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۲۲ - میروی ای در دلِ تنگم مقیم
میروی ای در دلِ تنگم مقیم مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۹۴ - گر عاشقی انده کش هجران می باش
گر عاشقی انده کش هجران می باش