فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
دلم برای باغچه می سوزد
کسی به فکر گل ها نیست
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
بهانه
دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۹ - سودای تو آشنای دیرینهٔ ماست
سودای تو آشنای دیرینهٔ ماست
عطار نیشابوری : آغاز کتاب
آغاز كتاب
گوش شو از پای تا سر بی حجاب
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۹ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا الآیة، هر چند که کوشیدند
قوله تعالى: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا الآیة، هر چند که کوشیدند و رنجها در دیندارى کشیدند آن احبار جهودان و رهبان ترسایان، و چندانک توانستند در راه مجاهدت و ریاضت رفتند و نفس خود را از شهوات و مألوفات باز داشتند و از دنیا و دنیا داران یکبارگى عزلت گرفتند، و صومعه‏ها بر خود زندان کردند، با اینهمه که کردند ضایع است سعى‏هاى ایشان، بل که حقیقت خود آنست که تا به محمد ایمان نیارند و او را برسالت و نبوت استوار نگیرند، آن عبادتها ناکرده کرده گیر و آن طاعتها ناپذیرفته. روش دینداران و مقامات و احوال دوستان هم بر این نسق نهادند، تا بقیتى از علایق بریشانست دعوى ایشان دریافت نسیم دوستى هذیانست. المکاتب عبد ما بقى علیه درهم.
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۶ - از جود تو برد ابر بر گردون رخت
از جود تو برد ابر بر گردون رخت
عطار نیشابوری : باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
شماره ۱۲ - آن را که ز حق روزفزون آید کار
آن را که ز حق روزفزون آید کار
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۶۷ - خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
خجسته عید من آندم که چهره بگشائی
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۱ - چکامه
روز یکشنبه دویم ماه ربیع الثانی سال یکهزار و سیصد و هشت بود که خدایگانم با همراهان چون جناب اجل ساعدالملک و نواب والانصرة الدوله و خانبابا خان قاجار و دیگران که هم بشمار بزرگان میرفتند در ارومی بخانه امیرالامرای آن سامان بمهمان آمدند و آن مرد کسی است که در نزد شاهنشاه اسلامیان پناه خلدالله ملکه و دولته آبروئی فراوان دارد و روزگار جوانی را در سایه درخت دولت بپیری رسانیده و بنام و لقب ویرا آقاخان امیر تومان خواندندی و در این روز میزبانی بسزا کرده چندان خوان خورش بیاراست که آنهمه بخوردند و هنوز بسا خوانهای بزرگ که همچنان برجای مانده بود پس از آنکه خوردنی برداشتند خدایگان ایده الله تعالی ببازی شطرنج پرداخت و من در گوشه بسرودن این ابیات مشغول شدم و مسوده آن را در آن حضرت برخواندم تا دوستانم برشکفتند و دشمنانم بشگیفتند. و آن این است
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۰ - دوش ناگه آمد و در جان نشست
دوش ناگه آمد و در جان نشست
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۳۹ - بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
نهج البلاغه : حکمت ها
عاقبت اندیشی
وَ قَالَ عليه‌السلام لِكُلِّ اِمْرِئٍ عَاقِبَةٌ حُلْوَةٌ أَوْ مُرَّةٌ
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۲ - در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی
در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی
امیر معزی : رباعیات
شماره ۴۳ - در راه نسا ای ملک پاک سرشت
در راه نسا ای ملک پاک سرشت
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰ - با طبع بلند قصر قیصر هیچ است
با طبع بلند قصر قیصر هیچ است
مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۷۱ - خشم مرو خواجه پشیمان شوی
خَشمْ مَرو خواجه پَشیمان شَوی
نسیمی : غزلیات
شماره ۲۷۱ - ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۷۹ - گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد
بود مردانه زنی در موصل
مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
خزانی
پاییز جان! چه شوم، چه وحشتناک