سعدی : قطعات
شماره ۱۶۹ - لحا الله بعض الناس یأتی جهالة
لحا الله بعض الناس یأتی جهالة انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۵ - دردا که فرو شد لب شادی را غم
دردا که فرو شد لب شادی را غم احمد شاملو : هوای تازه
سرچشمه
در تاریکی چشمانت را جُستم سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۱ - هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر میکند
هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر میکند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۳۹ - هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۳۰ - مقصود ز بندگان همه خدمت اوست
مقصود ز بندگان همه خدمت اوست سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - آن را که میسر نشود صبر و قناعت
آن را که میسر نشود صبر و قناعت نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۳۳ - آگاهی بهرام از لشکرگشی خاقان چین بار دوم
چون به تثلیث مشتری و زحل اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۲ - آن را که فراموش نئی یادش کن
آن را که فراموش نئی یادش کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۸۰ - گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له
زهی بزرگ عطاراد سرفراز همام صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۲۵ - کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟
کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳۸ - آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود
آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۱۱ - بیماری ضحاک و رُستن دو مار از دوش او
شنیدم که ضحّاک چندان بخورد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۶ - اول طلب بخت بلندی باید
اول طلب بخت بلندی باید امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۱۷
شب برخاستم، نظر به ادراکات خود میکردم، دیدم که ادراکاتم چون مرغان دستآموز به ذات اللّه میرفت و پروبالشان میسوخت و اثر آن به دماغ و استخوان های من میزد و سر و دندانم درد میگرفت؛ و من بیسودای اللّه نمیشکیفتم و بدو نمیرسیدم. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۴ - دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود
دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۹ - جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر سهراب سپهری : حجم سبز
تپش سایه دوست
تا سواد قریه راهی بود.
شماره ۱۶۹ - لحا الله بعض الناس یأتی جهالة
لحا الله بعض الناس یأتی جهالة انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۵ - دردا که فرو شد لب شادی را غم
دردا که فرو شد لب شادی را غم احمد شاملو : هوای تازه
سرچشمه
در تاریکی چشمانت را جُستم سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۱ - هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر میکند
هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر میکند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۳۹ - هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۲۳۰ - مقصود ز بندگان همه خدمت اوست
مقصود ز بندگان همه خدمت اوست سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - آن را که میسر نشود صبر و قناعت
آن را که میسر نشود صبر و قناعت نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۳۳ - آگاهی بهرام از لشکرگشی خاقان چین بار دوم
چون به تثلیث مشتری و زحل اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۲ - آن را که فراموش نئی یادش کن
آن را که فراموش نئی یادش کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۸۰ - گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له
زهی بزرگ عطاراد سرفراز همام صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۲۵ - کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟
کدامین سینه مجروح مهمان تو می گردد؟ امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳۸ - آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود
آن دل که دایمش سر بستان و باغ بود ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۱۱ - بیماری ضحاک و رُستن دو مار از دوش او
شنیدم که ضحّاک چندان بخورد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۸۶ - اول طلب بخت بلندی باید
اول طلب بخت بلندی باید امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۱۷
شب برخاستم، نظر به ادراکات خود میکردم، دیدم که ادراکاتم چون مرغان دستآموز به ذات اللّه میرفت و پروبالشان میسوخت و اثر آن به دماغ و استخوان های من میزد و سر و دندانم درد میگرفت؛ و من بیسودای اللّه نمیشکیفتم و بدو نمیرسیدم. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۴ - دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود
دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۹ - جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر سهراب سپهری : حجم سبز
تپش سایه دوست
تا سواد قریه راهی بود.