خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تقدیر و جدایی از یار شکایت میکند و از درد دوری و اندوه ناشی از آن مینالد. همچنین به داغهای عاطفی و گریههای بیفرجام اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد جدایی و اشاره به رنجهای عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد.
غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟ ۱
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت ۲
داغ دگر این است که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت ۳
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟ ۱
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت ۲
داغ دگر این است که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶ - امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.