خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از شبی پر از نور و شادی میگوید که دلش از خوشحالی گریه میکند. او از محبوبی یاد میکند که ابروانش مانند محراب است و چشمانش جانش را میرباید. شاعر همچنین از خسروی میگوید که از مستی می ناب، خبری از خود و مجلس نداشت.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۶ - امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
وز گریهٔ شادی جگرم آب دگر داشت ۱
هنگام سحر خلق به محراب و دل من
ز ابروی بتی روی به محراب دگر داشت ۲
قربان شوم و چون نشوم وای که آن چشم
بر جان من از هر مژه قصاب دگر داشت ۳
نی داشت خبر از خود و نی از می و مجلس
خسرو که خرابی ز می ناب دگر داشت ۴
وز گریهٔ شادی جگرم آب دگر داشت ۱
هنگام سحر خلق به محراب و دل من
ز ابروی بتی روی به محراب دگر داشت ۲
قربان شوم و چون نشوم وای که آن چشم
بر جان من از هر مژه قصاب دگر داشت ۳
نی داشت خبر از خود و نی از می و مجلس
خسرو که خرابی ز می ناب دگر داشت ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - سوزش سینهٔ من دید و کنارم نگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.