حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۶۲ - وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
وقتی نظر بطلعت منظور داشتم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۵ - ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۱۰۰ - تا دل زعلایق جهان حُر نشود
تا دل زعلایق جهان حُر نشود
رودکی : ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه
بخش ۱۰۰ - زشت و نافرهخته و نابخردی
زشت و نافرهخته و نابخردی
فایز دشتی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۹۱ - مه بالانشین، پایین نظر کن
مه بالانشین، پایین نظر کن
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۷۱ - بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۳۴ - قطعهٔ زیر از حکیم شجاعی است که به انوری نوشته است
ای انوری تویی که به فضل و هنر سزند
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۹۰ - چند دلهای مبتلا شکنی
چند دلهای مبتلا شکنی
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۷۸ - کون جامع جامع اسما بود
کون جامع جامع اسما بود
بابافغانی : مفردات
شماره ۴۳ - ز مهر و ماه بگذشتی بگاه جلوه در خوبی
ز مهر و ماه بگذشتی بگاه جلوه در خوبی
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۵۰ - از لعل لبت جز طمع خام ندارم
از لعل لبت جز طمع خام ندارم
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۳۲ - میبرد قد تو از سرو خرامان رونق
میبرد قد تو از سرو خرامان رونق
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۶۳ - تا این دل من همیشه عشق اندیش‌ست
تا این دل من همیشه عشق اندیش‌ست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۹ - چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است
احمد شاملو : دشنه در دیس
باران
تارهای بی‌کوک و
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۶۱ - تا زنده‌ام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
تا زنده‌ام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۲ - چون جامهٔ اشن به تن اندر کند کسی
چون جامهٔ اشن به تن اندر کند کسی
جامی : دفتر دوم
بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید
نوجوانی نخورده نشتر غم
مولوی : غزلیات
غزل ۵۳۶ - آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
آمد بهارِ عاشقان تا خاکْدانْ بُستان شود