سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۶۰ - ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۴ - از چشم تو مرد و زن نفورند نفور
از چشم تو مرد و زن نفورند نفور ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - افسوس که از کنار من یاری رفت
افسوس که از کنار من یاری رفت مولوی : رباعیات
رباعی ۸۰۰ - گوید چونی خوشی و در خنده شود
گوید چونی خوشی و در خنده شود نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۴۶ - تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۳ - مطلع دوم
ای خاک درت صندل سرگشته سران را عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۸
یکی از صحابه غلامی بخرید خواجه فرمود یا صَحابی اَشرِکنی فی الغلامِ گفت لَیْسَ شَریکٌ یا رَسُولَ اللّهِ اگر گمانت افتد که صحابی امر مصطفی(ص) را خلاف کرد بدانکه کار برخلاف آنست که ترا گمانست اگر فرمان کردی در توحیدش نقصان بودی و این تجربۀ معشوقست مر عاشق را این معنی غوری دارد و اما در اسرار عشق قصه و حکایتدر نگنجد معشوق گفت اَشْرِکْنی فی الغُلامِ عاشق گفت لَیْسَ لِلّهِ شَریکٌ العَبْدُ وَمافی یَدِهِ مُلک لِمَوْلاهُ ای درویش اُسْجُدُوا لِآدَمَ. محکی بود تا که برارادت مطلع است و بخواست معشوق مکاشف، چون همه سجده کردندو معلم نکرد معلوم شد که استاد پختهتر و سوختهتر از شاگردان بود: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۶۱ - عشق را پا و سر پدید نشد
عشق را پا و سر پدید نشد مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۳ - ای تو چو خورشید و شه خاص من
ای تو چو خورشید و شَهِ خاصِ من صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۴۹ - حکایت
بزشتی کرد تسخر عیبجوئی سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - ای کشیده می از قرابه ی صبح
ای کشیده می از قرابه ی صبح الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۶۰ - فرستادن محمد ابن حنفیه سرها و غنیمت ها را به حضور همایون
به ایوان چو خور بود پرتو فکن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۱۴ - شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت
شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۵۲ - رزم ابراهیم ابن مالک با عبید الله ابن زیاد
کنون ای نیوشنده بگمار هوش مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پَیَمبَر دید آن بیمار را الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۲۳ - برآمدن آفتاب عالمتاب و آگاه شدن امیر دلیر از نبودن ابراهیم
برفته است با مرد جاسوس دوش سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۴ - می دهد سیل سراغ ره ویرانه ی ما
می دهد سیل سراغ ره ویرانه ی ما مولوی : دفتر پنجم
بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکان شاهزاده از نصوح
بَعد از آن خَوْفی هَلاکِ جان بُده سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۱ - دیدیم که این دایره بی سر و بن
دیدیم که این دایره بی سر و بن
شماره ۸۶۰ - ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین
ای چو برگ غنچه در عهدت پر از جان آستین ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۹۴ - از چشم تو مرد و زن نفورند نفور
از چشم تو مرد و زن نفورند نفور ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - افسوس که از کنار من یاری رفت
افسوس که از کنار من یاری رفت مولوی : رباعیات
رباعی ۸۰۰ - گوید چونی خوشی و در خنده شود
گوید چونی خوشی و در خنده شود نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۴۶ - تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی
تو را گفتم ز صبح وصل مهرافروزتر باشی نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۳ - مطلع دوم
ای خاک درت صندل سرگشته سران را عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۸
یکی از صحابه غلامی بخرید خواجه فرمود یا صَحابی اَشرِکنی فی الغلامِ گفت لَیْسَ شَریکٌ یا رَسُولَ اللّهِ اگر گمانت افتد که صحابی امر مصطفی(ص) را خلاف کرد بدانکه کار برخلاف آنست که ترا گمانست اگر فرمان کردی در توحیدش نقصان بودی و این تجربۀ معشوقست مر عاشق را این معنی غوری دارد و اما در اسرار عشق قصه و حکایتدر نگنجد معشوق گفت اَشْرِکْنی فی الغُلامِ عاشق گفت لَیْسَ لِلّهِ شَریکٌ العَبْدُ وَمافی یَدِهِ مُلک لِمَوْلاهُ ای درویش اُسْجُدُوا لِآدَمَ. محکی بود تا که برارادت مطلع است و بخواست معشوق مکاشف، چون همه سجده کردندو معلم نکرد معلوم شد که استاد پختهتر و سوختهتر از شاگردان بود: اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۶۱ - عشق را پا و سر پدید نشد
عشق را پا و سر پدید نشد مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۱۳ - ای تو چو خورشید و شه خاص من
ای تو چو خورشید و شَهِ خاصِ من صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۴۹ - حکایت
بزشتی کرد تسخر عیبجوئی سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - ای کشیده می از قرابه ی صبح
ای کشیده می از قرابه ی صبح الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۶۰ - فرستادن محمد ابن حنفیه سرها و غنیمت ها را به حضور همایون
به ایوان چو خور بود پرتو فکن بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۱۴ - شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت
شبکه شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۵۲ - رزم ابراهیم ابن مالک با عبید الله ابن زیاد
کنون ای نیوشنده بگمار هوش مولوی : دفتر دوم
بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا
چون پَیَمبَر دید آن بیمار را الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۲۳ - برآمدن آفتاب عالمتاب و آگاه شدن امیر دلیر از نبودن ابراهیم
برفته است با مرد جاسوس دوش سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۴ - می دهد سیل سراغ ره ویرانه ی ما
می دهد سیل سراغ ره ویرانه ی ما مولوی : دفتر پنجم
بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکان شاهزاده از نصوح
بَعد از آن خَوْفی هَلاکِ جان بُده سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۱ - دیدیم که این دایره بی سر و بن
دیدیم که این دایره بی سر و بن