خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از زبان شاعری است که صبحگاه را با تصاویر زیبا و استعاری توصیف میکند. او از عناصری مانند قرابه، مخمل، چین زلف، ابرو، مژه و خورشید برای خلق تصاویر شاعرانه استفاده میکند. شاعر همچنین از امیدهای شبانه و وصال سخن میگوید و در نهایت، با ریختن می به جام، شام را به صبح تبدیل میکند.
این شعر دارای مفاهیم استعاری و تصاویر پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و وصال ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۳۵۲ - ای کشیده می از قرابه ی صبح
ای کشیده می از قرابه ی صبح
خفته بر مخمل دو خوابه ی صبح ۱
در هوای تو چاک ها دارد
جامه ی شیر در قرابه ی صبح ۲
چین زلف تو حلقه ی در شام
بیت ابروی تو کتابه ی صبح ۳
از امیدی که شب به وصلم بود
دست شستم به آفتابه ی صبح ۴
مژه را تیشه کن که پنهان است
گنج خورشید در خرابه ی صبح ۵
ریخت ساقی چو می به جام سلیم
شام را کرد بر مثابه ی صبح ۶
خفته بر مخمل دو خوابه ی صبح ۱
در هوای تو چاک ها دارد
جامه ی شیر در قرابه ی صبح ۲
چین زلف تو حلقه ی در شام
بیت ابروی تو کتابه ی صبح ۳
از امیدی که شب به وصلم بود
دست شستم به آفتابه ی صبح ۴
مژه را تیشه کن که پنهان است
گنج خورشید در خرابه ی صبح ۵
ریخت ساقی چو می به جام سلیم
شام را کرد بر مثابه ی صبح ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۱ - خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
گوهر بعدی:شماره ۳۵۳ - بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.