خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامین عشق، رنج، و تلخیهای زندگی سخن میگوید. شاعر از شراب تلخ به عنوان نمادی از سختیها یاد میکند و به ارتباط بین عشق و رنج اشاره دارد. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند ابر، سبزه، و بادام تلخ برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و تلخیهای زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۵۳ - بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ
بر ما دمی نمی گذرد بی شراب تلخ
تا چند همچو ابر توان خورد آب تلخ ۱
شیرینی زلال طرب را ز گل بپرس
روزی ما چو سبزه ی میناست آب تلخ ۲
آنجا که عشق غارت آسودگی کند
بادام تلخ را نگذارد به خواب تلخ ۳
با یکدگر خوش است نشاط و غم جهان
ریزند ازان به شربت شیرین گلاب تلخ ۴
فرهاد را به عشق ز حرف وفا سلیم
در کوه داده صورت شیرین جواب تلخ ۵
تا چند همچو ابر توان خورد آب تلخ ۱
شیرینی زلال طرب را ز گل بپرس
روزی ما چو سبزه ی میناست آب تلخ ۲
آنجا که عشق غارت آسودگی کند
بادام تلخ را نگذارد به خواب تلخ ۳
با یکدگر خوش است نشاط و غم جهان
ریزند ازان به شربت شیرین گلاب تلخ ۴
فرهاد را به عشق ز حرف وفا سلیم
در کوه داده صورت شیرین جواب تلخ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - ای کشیده می از قرابه ی صبح
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - حاصل من نیست از شهد سخن جز کام تلخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.