قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۷۱ - نوشته ای است از قائم مقام به شاهزاده خانم
شاهزاده جان: فدایت شوم، تصدقت گردم. امان است دراین سر پیری و آخر عمر، بیک پیره زنی گرفتارم، بدگو، بدخو، بدخواه، جانکاه، شایسته هزار انکار و اکراه.
خاقانی : قطعات
شماره ۴۸ - من آن خاقانی دریا ضمیرم
من آن خاقانی دریا ضمیرم
فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
تنها صداست که می ماند
چرا توقف کنم ، چرا ؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۳ - از می چو آن غزال، سیه مست می شود
از می چو آن غزال، سیه مست می شود
فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
پرنده مردنی است
دلم گرفته است
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۳۳ - دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم
دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۹۱ - چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۱۴ - پادشاهی توس
پس آنگه مغان انجمن ساختند
ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۱۰ - چکامه
وقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهلان و خوردان ندهند مگر در جبلت وی استعدادی نگرند یا حقوق خدمت پدرانش را از ذمت عالی ادا کنند چون وزارت دیوان رسائل خاصه سرکاری و ریاست دارالانشاء در این وقت که بیست و پنجم صفر یکهزار و سیصد و هشت بود بر عهده جناب دبیرالسلطنه میرزا فضل الله خان طباطبائی مفوض میبود و آنجناب را با من محبتی فراوان مشاهده میشد باین ابیات او را ستایش کرده مطلع آنرا ترجمه این بیت تازی قرار دادم که گفته اندبیت
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۶۸ - خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی
خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۳۱ - در کوی تو، دلباخته ها می بینم
در کوی تو، دلباخته ها می بینم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۹ - غنچه‌سان بی‌در است خانهٔ ما
غنچه‌سان بی‌در است خانهٔ ما
اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۷۲ - در مدح یعقوب خان گوید
بر رخ کمند زلف معنبر نهاده یی
انوری : رباعیات
رباعی ۱۷۵ - زلف تو مصاف عنبر تر شکند
زلف تو مصاف عنبر تر شکند
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۷۰ - تحویل گر
دلبر تحویل گر با کهنه قال و قیل کرد
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۵ - قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۸۴ - ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی
ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۸۴ - غباری از بیابان جنون بالا نمی گیرد
غباری از بیابان جنون بالا نمی گیرد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۱۰ - باد صبا جان می دهد در آرزوی روی تو
باد صبا جان می دهد در آرزوی روی تو
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۲۲ - احوال زمانه از ستم‌کیشان پرس
احوال زمانه از ستم‌کیشان پرس