سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - روی دلی ز مردم عالی نیافتم
روی دلی ز مردم عالی نیافتم
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۰ - ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۶ - نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما
نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - نگارا، روز عیش و شادمانیست
نگارا، روز عیش و شادمانیست
خواجه نصیرالدین طوسی : قسم دوم در مقاصد
فصل چهارم
و در تحت هر یکی از این اجناس چهارگانه انواع نامحصور بود و اما آنچه مشهورتر است یاد کنیم:
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۵۰ - آنچنان کز خط سواد مردمان روشن شود
آنچنان کز خط سواد مردمان روشن شود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۰۷ - برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم
برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۵۹ - به شاهد لغت ارزیز، بمعنی قلعی
گرچه زردست همچو زر پشیز
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۴ - اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۲۹ - سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
سر در کف پایت نهم، ای یار یگانه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۱۳ - به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۹۵ - وقتست ای حریف که می در سبو کنند
وقتست ای حریف که می در سبو کنند
عطار نیشابوری : آغاز کتاب
فی فضیلة امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه
رونقی کان دین پیغامبر گرفت
سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۹ - همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۹۴ - چو دل چوگان زلفت در نظر دید
چو دل چوگان زلفت در نظر دید
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۹۷ - یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
یار ما شبهای تاری بر تو همچون روز باد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۷۰۸ - گر آفتاب تجلیش روی بنماید
گر آفتاب تجلیش روی بنماید
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۵۷ - چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد
چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۵۶ - نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشد
نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشد
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵ - ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را
ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را