خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نرگس و سفیدی چشمش به عنوان نمادهایی از فراق و اندوه سخن میگوید. شاعر از نرگس و یاسمن و ارتباطشان با نور و صفا یاد میکند و به فراق یار اشاره دارد. همچنین، از یعقوب و یوسف به عنوان نمادهای فراق و اشتیاق یاد میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و نمادین است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و اساطیری (مانند یعقوب و یوسف) ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۴۹ - همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
که در فراق تو شد جام باده، چشم سفید ۱
به گوش نرگس از اخلاص یاسمن می گفت
که نور می برد از روی ساده چشم سفید ۲
زمان زمان رود از خود به سیر گل نرگس
عصا گرفته و بر کف نهاده چشم سفید ۳
از این چمن دل نرگس از آن جهت برخاست
که هیچ مادر مشفق نزاده چشم سفید ۴
ز هجر یار سعیدا مگو که چون یعقوب
هزار یوسف مصری فتاده چشم سفید ۵
که در فراق تو شد جام باده، چشم سفید ۱
به گوش نرگس از اخلاص یاسمن می گفت
که نور می برد از روی ساده چشم سفید ۲
زمان زمان رود از خود به سیر گل نرگس
عصا گرفته و بر کف نهاده چشم سفید ۳
از این چمن دل نرگس از آن جهت برخاست
که هیچ مادر مشفق نزاده چشم سفید ۴
ز هجر یار سعیدا مگو که چون یعقوب
هزار یوسف مصری فتاده چشم سفید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - فقر، دل های سیه را کرده است اکثر سفید
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.