خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و احساسات خود به معشوق میگوید و از زیباییهای او مانند زلف و رخسار یاد میکند. او از نوشتن نامهای پر از شوق میگوید که از اشک چشمش تر میشود. همچنین، شاعر به هنر خوشنویسی و شعر اشاره میکند و آرزو میکند که پادشاهی آگاه از معانی، کاغذهای دیوانش را با طلا تزئین کند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۵۰ - نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
نامهٔ شوق چو املا کنمش بر کاغذ
چشم بندم که ز اشکم نشود تر کاغذ ۱
حرف از زلف و رخ دوست نمودم انشا
قلمم دستهٔ گل گشت و معنبر کاغذ ۲
مهر دل کردم و با رشتهٔ جان پیچیدم
تا نیفتد به ره از بال کبوتر کاغذ ۳
یاسمن را نبود بار تعلق بر دوش
به ره آورد بهارش زده بر سر کاغذ ۴
خال و خط کردن نهان زیر نقابی گفتم
همچو مشکی است که پیچیده بود بر کاغذ ۵
در کتابت خط خوش باید و اشعار لطیف
حاجت مسطر و جدول نبود بر کاغذ ۶
گر بود پادشه عصر ز معنی آگاه
بهر دیوان سعیدا کند از زر کاغذ ۷
چشم بندم که ز اشکم نشود تر کاغذ ۱
حرف از زلف و رخ دوست نمودم انشا
قلمم دستهٔ گل گشت و معنبر کاغذ ۲
مهر دل کردم و با رشتهٔ جان پیچیدم
تا نیفتد به ره از بال کبوتر کاغذ ۳
یاسمن را نبود بار تعلق بر دوش
به ره آورد بهارش زده بر سر کاغذ ۴
خال و خط کردن نهان زیر نقابی گفتم
همچو مشکی است که پیچیده بود بر کاغذ ۵
در کتابت خط خوش باید و اشعار لطیف
حاجت مسطر و جدول نبود بر کاغذ ۶
گر بود پادشه عصر ز معنی آگاه
بهر دیوان سعیدا کند از زر کاغذ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۹ - همین نه نرگس تنها گشاده چشم سفید
گوهر بعدی:شماره ۳۵۱ - شد زخم تیغ تیز تو در کام جان لذیذ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.