اقبال لاهوری : جاویدنامه
شرق و غرب
غربیان را زیرکی ساز حیات ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۵ - نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۵۴ - زاهد خام بهرزه چو برآرد نفسی
زاهد خام بهرزه چو برآرد نفسی عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۲۶ - هر که را راهبر ز غن باشد
هر که را راهبر ز غن باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۰ - ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟ غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۴۷ - آداب درویشی
بدان که آداب درویشی در باطن رضایت و در ظاهر آن که گله نکند. وی را در باطن سه حالت است: یکی آن که به درویشی شاد باشد و شاکر که داند که این صرف عنایت است از حق تعالی که با اولیای خویش کند. درجه دوم آن که اگر شاکر نبود باری کاره نبود فعل خدای را تعالی اگرچه درویشی را کاره بود، چنان که کسی حجامت کند کاره بود درد آن را ولکن از حجام ناخشنود نبود و این نیز بزرگ است. سیم آن که از خدای تعالی کاره بود بدین و این حرام است و ثواب فقر را باطل کند، بلکه به همه وقتی واجب است که اعتقاد کند که حق تعالی آن کند که باید کرد و کسی را با وی کراهیتی و انکاری نرسد. اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چسان احوال او را بر لب آرم
چسان احوال او را بر لب آرم نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۲۴ - با همه سستی که در معاهده داری
با همه سستی که در معاهده داری حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۴۴ - هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی نهج البلاغه : خطبه ها
بیان حوادث سخت آينده
و من خطبة له عليهالسلام و هي إحدى الخطب المشتملة على الملاحم مولوی : دفتر اول
بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
مَکْرِ دیگر آن وزیر از خود بِبَست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۲ - هم جفای دوستان هم حور دشمن می کشم
هم جفای دوستان هم حور دشمن می کشم مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۶۸ - تا از تف آب چرخ افراشتهاند
تا از تف آب چرخ افراشتهاند نظام قاری : چند رساله
کتاب آرایشنامه
کلاهداران ملک اشعار و دستار بندان سر حد اسرار و بزازان تیم عبارت و قیچچیان ارخته اشارت و خلعت پوشان بازار استعارت و حجله بندان حجره خیال و نقش آرایان قیل و قال چنین آورده اند که، روزی سلطان چهارقب کمخا سمرقندی بر تخت صندلی بنوروزی بنشست. تاج مغرق بسر نهاد. کمر مرصع برمیان بست. چتر علم دستار طلادوزی در سر داشت و همای اتاقه پرهمایون برو گسترانید. ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۷۹ - چند گردی گرد این بیچارگان؟
چند گردی گرد این بیچارگان؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٧٠ - هر چه موجودست آنرا یافتند
هر چه موجودست آنرا یافتند فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۸۳ - خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
خوشا شبی که به آرامگاه من باشی هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۳ - از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷ - آن طره به روی مه بنهاد سر خود را
آن طره به روی مه بنهاد سر خود را میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۹ - رهبان کلیسیای دوران شده ام
رهبان کلیسیای دوران شده ام
شرق و غرب
غربیان را زیرکی ساز حیات ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۵ - نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۵۴ - زاهد خام بهرزه چو برآرد نفسی
زاهد خام بهرزه چو برآرد نفسی عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۲۶ - هر که را راهبر ز غن باشد
هر که را راهبر ز غن باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۰ - ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟ غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۴۷ - آداب درویشی
بدان که آداب درویشی در باطن رضایت و در ظاهر آن که گله نکند. وی را در باطن سه حالت است: یکی آن که به درویشی شاد باشد و شاکر که داند که این صرف عنایت است از حق تعالی که با اولیای خویش کند. درجه دوم آن که اگر شاکر نبود باری کاره نبود فعل خدای را تعالی اگرچه درویشی را کاره بود، چنان که کسی حجامت کند کاره بود درد آن را ولکن از حجام ناخشنود نبود و این نیز بزرگ است. سیم آن که از خدای تعالی کاره بود بدین و این حرام است و ثواب فقر را باطل کند، بلکه به همه وقتی واجب است که اعتقاد کند که حق تعالی آن کند که باید کرد و کسی را با وی کراهیتی و انکاری نرسد. اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چسان احوال او را بر لب آرم
چسان احوال او را بر لب آرم نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۲۴ - با همه سستی که در معاهده داری
با همه سستی که در معاهده داری حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۴۴ - هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی
هر جا که هست چون تو گلی سرو قامتی نهج البلاغه : خطبه ها
بیان حوادث سخت آينده
و من خطبة له عليهالسلام و هي إحدى الخطب المشتملة على الملاحم مولوی : دفتر اول
بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
مَکْرِ دیگر آن وزیر از خود بِبَست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۲ - هم جفای دوستان هم حور دشمن می کشم
هم جفای دوستان هم حور دشمن می کشم مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۶۸ - تا از تف آب چرخ افراشتهاند
تا از تف آب چرخ افراشتهاند نظام قاری : چند رساله
کتاب آرایشنامه
کلاهداران ملک اشعار و دستار بندان سر حد اسرار و بزازان تیم عبارت و قیچچیان ارخته اشارت و خلعت پوشان بازار استعارت و حجله بندان حجره خیال و نقش آرایان قیل و قال چنین آورده اند که، روزی سلطان چهارقب کمخا سمرقندی بر تخت صندلی بنوروزی بنشست. تاج مغرق بسر نهاد. کمر مرصع برمیان بست. چتر علم دستار طلادوزی در سر داشت و همای اتاقه پرهمایون برو گسترانید. ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۷۹ - چند گردی گرد این بیچارگان؟
چند گردی گرد این بیچارگان؟ ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵٧٠ - هر چه موجودست آنرا یافتند
هر چه موجودست آنرا یافتند فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۴۸۳ - خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
خوشا شبی که به آرامگاه من باشی هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۳ - از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷ - آن طره به روی مه بنهاد سر خود را
آن طره به روی مه بنهاد سر خود را میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۹ - رهبان کلیسیای دوران شده ام
رهبان کلیسیای دوران شده ام