فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۳ - چنان بد که روزی به نخچیر شیر
چنان بد که روزی به نخچیر شیر
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۶۸ - برخیز که کار ما چو زر خواهد شد
برخیز که کار ما چو زر خواهد شد
نسیمی : غزلیات
شماره ۲۹ - گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۴ - در بیان آنکه چون شیخ صلاح الدین زرکوب قدس اللّه سره العزیز رحلت کرد خلافت به چلبی حسام الدین ابن اخی ترک رسید
بود راضی وی از حسام الدین
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۱۵ - یکی از وزرا معزول شد و به حلقهٔ درویشان درآمد
یکی از وزرا معزول شد و به حلقهٔ درویشان درآمد. اثر برکتِ صحبتِ ایشان در او سرایت کرد و جمعیّتِ خاطرش دست داد. مَلِک بار دیگر بر او دل خوش کرد و عمل فرمود. قبولش نیامد و گفت: معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۱ - رسیدن امام ( ع ) به منزل قطقطا نیه و خبر دادن شیری آن حضرت را از شهادت جناب مسلم
گزین پور پیغمبر تاجدار
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۱ - و له ایضا
از هر چه هست و بود، می خوشگوار به
مهدی اخوان ثالث : در حیاط کوچک پاییز، در زندان
غزل ۵ - درین شب‌های مهتابی،
درین شب‌های مهتابی،
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۵۷ - سحر که سنبلم از جیب پیرهن بکشی
سحر که سنبلم از جیب پیرهن بکشی
محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۱۰۶ - در اعطای تشریف شاهنشاهی به جناب دوست محمد خان معیّر الممالک
شکر خدا که از اثر بخت کامکار
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان محمود غزنوی
ایا شنیده هنرهای خسروان به خبر
شیخ بهایی : رباعیات
رباعی ۲۶ - عشاق به غیر دوست، عاری دارند
عشاق به غیر دوست، عاری دارند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۶۴ - با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
با مشت و لگد معنی امنیت چیست؟
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۳ - هر خواجه که خیل و حشمش بیشتر است
هر خواجه که خیل و حشمش بیشتر است
عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱ - پای دل
پای دل در کوی عشقت تا به زانو در گِل است
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱۰۹ - در عدل خدای تعالی و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام و موعظت و نصیحت و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی گوید
چهار دار امام ای پسر ولی سه چهار
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۳ - با آنکه ز فقر پاکبازیم همه
با آنکه ز فقر پاکبازیم همه
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰ - آن معلم که لبت را روش جان آموخت
آن معلم که لبت را روش جان آموخت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۹۹ - زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
سعدی : باب دوم در اخلاق درویشان
حکایت ۲۸ - یکی را از ملوک مدّتِ عمر سپری شد؛ قایم‌مقامی نداشت
یکی را از ملوک مدّتِ عمر سپری شد؛ قایم‌مقامی نداشت؛ وصیّت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید، تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویضِ مملکت بدو کنند.