امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرین
چو مه در جلوه شد با نازنینان ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۹۲ - بر آمدن راون به جنگ صف و خسته شدن لچمن به زخم تیر راون
چو در لنکا ز مرگ او خبر شد عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۵۳ - بمردن بآب اندرون چنگلوک
بمردن بآب اندرون چنگلوک امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۶ - شکر ریزی عروسی خسرو و شیرین و فرستادن خسرو انگشتری را به رسم پیمان
چو مه در چادر شب رفت در خواب عطار نیشابوری : بخش دوم
(۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار
فرس میراند نوشروان چو تیری ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز
تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو
چو بستان تازه گشت از باد نوروز عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۴۳ - چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس
چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۵۳ - ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۲ - در مدح امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیه السلام
دوش در صحن چمن از چه سبب غوغا بود صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۴ - یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط
یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق
شبی تاریک چون دریائی از قیر صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۴ - به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۵ - دمان همچنان کشتی مارسار
دمان همچنان کشتی مارسار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ای سید عراقی شغلی دگر نداری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
شهنشه گفت کز بخت دل افروز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۱ - مکن آن زلف را چو دال مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۳ - چو میروک را بال گردد هزار
چو میروک را بال گردد هزار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟
ترک ملک عجم ببایدکرد امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسرو
به نام نقشبندی لوح هستی
بخش ۳۸ - زفاف خسرو و شیرین
چو مه در جلوه شد با نازنینان ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۹۲ - بر آمدن راون به جنگ صف و خسته شدن لچمن به زخم تیر راون
چو در لنکا ز مرگ او خبر شد عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۵۳ - بمردن بآب اندرون چنگلوک
بمردن بآب اندرون چنگلوک امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۶ - شکر ریزی عروسی خسرو و شیرین و فرستادن خسرو انگشتری را به رسم پیمان
چو مه در چادر شب رفت در خواب عطار نیشابوری : بخش دوم
(۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار
فرس میراند نوشروان چو تیری ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواریها
شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز
تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو
چو بستان تازه گشت از باد نوروز عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۴۳ - چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس
چو رفتند سوی جزیرۀ کیوس بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۵۳ - ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد
ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می گردد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۴۲ - در مدح امیرالمؤمنین و امام المتّقین علیه السلام
دوش در صحن چمن از چه سبب غوغا بود صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۸۴ - یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط
یارب من اگر چه رفت عمرم بغلط امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق
شبی تاریک چون دریائی از قیر صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۶۴ - به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۵ - دمان همچنان کشتی مارسار
دمان همچنان کشتی مارسار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ای سید عراقی شغلی دگر نداری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
شهنشه گفت کز بخت دل افروز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۳۱ - مکن آن زلف را چو دال مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۳ - چو میروک را بال گردد هزار
چو میروک را بال گردد هزار ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟
ترک ملک عجم ببایدکرد امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۶ - از جواب نامهٔ شیرین به خسرو
به نام نقشبندی لوح هستی