هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۹ - یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: بچشم!
یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم! عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۹۰ - دلا باز آشفته کاری مکن
دلا باز آشفته کاری مکن پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
سرود خارکن
بصحرا، سرود اینچنین خارکن هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۷ - ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم
ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۳ - پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم
پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۴ - همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود
همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۶ - ما که رندان کیسه پردازیم
ما که رندان کیسه پردازیم ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۵ - از مردم صدرنگ سیه پوشی به
از مردم صدرنگ سیه پوشی به خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۹۹ - چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت ولادت سیّد کائنات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
به یمن مولد ختم رسل، رسول امین هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۲ - بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
به خاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۶ - النوبة الثالثة
قوله: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» الایة. عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۴ - هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۱ - خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم
خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۳۹ - عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم
عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۰ - یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۰۳ - چو پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
چو پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۶۷ - تو در عقیلهٔ ترتیب کفش و دستاری
تو در عَقیلهٔ تَرتیبِ کَفْش و دَستاری صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۸۴ - مجلی الاسماء الفعلیه
دگر اسماء فعلی راست مجلی
غزل ۲۴۹ - یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: بچشم!
یار گفت: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم! عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۹۰ - دلا باز آشفته کاری مکن
دلا باز آشفته کاری مکن پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
سرود خارکن
بصحرا، سرود اینچنین خارکن هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۶ - چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم
چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۷ - ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم
ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۳ - پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم
پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۴ - همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود
همچو آتش هرکه را دود طلب در سر بود عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۶ - ما که رندان کیسه پردازیم
ما که رندان کیسه پردازیم ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰۵ - از مردم صدرنگ سیه پوشی به
از مردم صدرنگ سیه پوشی به خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۹۹ - چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت ولادت سیّد کائنات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
به یمن مولد ختم رسل، رسول امین هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۲ - بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
به خاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۶ - النوبة الثالثة
قوله: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» الایة. عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۴ - هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم
هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۴۱ - خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرم
خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۳۹ - عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم
عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۸۰ - یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۰۳ - چو پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر
چو پیشهٔ تو شیوه و ناز است چه تدبیر مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۶۷ - تو در عقیلهٔ ترتیب کفش و دستاری
تو در عَقیلهٔ تَرتیبِ کَفْش و دَستاری صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۸۴ - مجلی الاسماء الفعلیه
دگر اسماء فعلی راست مجلی