خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او از دیدار معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و از دوری و بیتفاوتی معشوق شکایت دارد. همچنین، از اهمیت حضور معشوق در زندگی و تأثیر نبود او بر شادی و تلخی عمر اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۸ - حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
آتش رشک چو آب از سر پروانه گذشت ۱
شکوه کفر است از او گرنه بیان می کردم
کاشنایی زمن امروز چو بیگانه گذشت ۲
تیره آن بزم که بی شمع رخ ساقی بود
تلخ آن عمر که بی گردش پیمانه گذشت ۳
آتش رشک چو آب از سر پروانه گذشت ۱
شکوه کفر است از او گرنه بیان می کردم
کاشنایی زمن امروز چو بیگانه گذشت ۲
تیره آن بزم که بی شمع رخ ساقی بود
تلخ آن عمر که بی گردش پیمانه گذشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷ - دمی که مست حیا از من آن غزال گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۶۹ - شوخی حسن تو گه نقش و گهی نقاش گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.