خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از عشق به عنوان راز پنهان عالم یاد میکند و از ناتوانی در تحمل بار غم و اندوه مینالد. او احساس بیارزشی و ویرانی میکند و از این که نمیتواند بر گرد عشقش بگردد، افسوس میخورد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۹ - شوخی حسن تو گه نقش و گهی نقاش گشت
شوخی حسن تو گه نقش و گهی نقاش گشت
راز پنهان دو عالم از دل ما فاش گشت ۱
دخل عالم نیست خرج چشم گریان را کفاف
بارها در دور اشکم آسمان قلاش گشت ۲
اعتبارم کمتر از ویرانه ای شد آه آه
زانکه نتوانم گهی بر گرد آن سرفاش گشت ۳
راز پنهان دو عالم از دل ما فاش گشت ۱
دخل عالم نیست خرج چشم گریان را کفاف
بارها در دور اشکم آسمان قلاش گشت ۲
اعتبارم کمتر از ویرانه ای شد آه آه
زانکه نتوانم گهی بر گرد آن سرفاش گشت ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.