خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از خواننده میخواهد از رفتارهای ناشایست و ظلم به دیگران خودداری کند، به راز عاشقان احترام بگذارد و از ریختن خون بیگناهان پرهیز کند. همچنین، از ایجاد فتنه و آشوب خودداری کرده و با افراد بدسگال همکاری نکند. شاعر از خواننده میخواهد با سنایی (احتمالاً اشاره به خود شاعر) عتاب کند، اما با خراباتیان (افراد ناباب) درگیر نشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ریختن خون و فتنه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۳۳۱ - مکن آن زلف را چو دال مکن
مکن آن زلف را چو دال مکن
با دل غمگنان جدال مکن ۱
پردهٔ راز عاشقان بمدر
کار بر کام بدسگال مکن ۲
خون حرامست خیره خیره مریز
می نبیلست در سفال مکن ۳
حال خود عالمی کند حالی
فتنهٔ نو میار و حال مکن ۴
این چه چیزست و آن همیشه که تو
با خجسته همیشه فال مکن ۵
با سنایی همه عتاب میار
با خراباتیان نکال مکن ۶
با دل غمگنان جدال مکن ۱
پردهٔ راز عاشقان بمدر
کار بر کام بدسگال مکن ۲
خون حرامست خیره خیره مریز
می نبیلست در سفال مکن ۳
حال خود عالمی کند حالی
فتنهٔ نو میار و حال مکن ۴
این چه چیزست و آن همیشه که تو
با خجسته همیشه فال مکن ۵
با سنایی همه عتاب میار
با خراباتیان نکال مکن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - چشمکان پیش من پر آب مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.