نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۲۰ - ای ماه رویت چون مهر تابان
ای ماه رویت چون مهر تابان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۹۲ - مرا به میکده هر کس که راه بنماید
مرا به میکده هر کس که راه بنماید انوری : مقطعات
شماره ۲۳۹ - هر که زی خویشتن گران آید
هر که زی خویشتن گران آید قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۰ - پیوسته درین دایره پهناور
پیوسته درین دایره پهناور یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شجاع الدین
علی است روز مصاف و نبرد و کوشش و کین رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۶ - سرمد کاشی قُدِّسَ سِرُّه
عاشقی است جانباز و عارفی است خانه برانداز. دیوانهای است مجذوب و فرزانهای است محبوب و رندی است بی باک و مستی است چالاک. شیوهاش مخموری و مشربش منصوری. نامش سعیدا و از زمرهٔ سعد. از طایفهٔ عرفا و از فرقهٔ شهدا. نخست موسوی کیش و انجام محمدی مذهب. ابتدا حکیم سیرت و انتها فقیر مشرب. از مذهب کلیمی به اسلام رجوع و به صورت آن نیز قناعت نکرده، بر طریقهٔ طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و به خدمت علماء و حکماء و عرفا رسیده. صاحب دبستان نوشته که حکمیات رادر خدمت حکمای ایران مانند جناب میرفندرسکی و صدرالمتألّهین قدّس سرّه خوانده. غرض، بالاخره در بند صورت مجذوب مطلق گردیده. اموال و اثقال خود را به تاراج داد و سروپا برهنه سر در بیابانها نهاد. پس از مدتی به دهلی افتاد و محمد دارا شکوه دم از اخلاص کیشی او میزد و قاضی قوی قاضی آن شهر را به سرمد کینه به هم رسید. در تِلْوِ این حال برادر کهتر داراشکوه بر سریر سلطنت جلوس نمود. چون با سرمد سابقهٔ عداوتی داشت با قاضی قوی در ایذای وی موافقت کرد. قاضی، عریانی سرمد را بهانه کرده، گفت: ترا با وجود ذوق و حال و فضل و کمال، مکشوف العورة بودن از چه راه است. سرمد چون مقصود وی را میدانست. گفت: شیطان قوی است. قاضی قوی از این قول متغیر شد و سرمد این رباعی را بدیهةً گفته: سعدی : غزلیات
غزل ۴۳ - اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ و سلیمان را باد، غُدُوُّها شَهْرٌ بامداد بردن باد او را بیک ماهه راه، وَ رَواحُها شَهْرٌ و شبانگاه بردن او را بیک ماهه راه، وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ و او را چشمه مس روانییم؟، وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ و از پریان کسانى پیش او ایستاده، بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان خداوند او، وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ و هر که بگشتید ازیشان، عَنْ أَمْرِنا از فرمان ما، نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ (۱۲) چشانیم او را از عذاب آتش. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۷۱ - چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۹ - صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین
دوش که چون نور یقین در گمان ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۶ - هر تیر که در جعبه افلاک بود
هر تیر که در جعبه افلاک بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۹ - دو جهان است درکنار خودم
دو جهان است درکنار خودم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۳۲ - حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید
حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید سیدای نسفی : رباعیات
شماره ۲۵ - ای شاه چو سرو باغ یکتا شده ام
ای شاه چو سرو باغ یکتا شده ام امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷ - مخترع
آمد بهار دلکش و گلهای تر شکفت رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح سید تاجدالدین ابوالغنایم رافعی شیبانی
ای تاج دین تازی و ای سید عرب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۹۱ - تسکین دل به شور محبت نمی شود
تسکین دل به شور محبت نمی شود طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - رحمی، رحمی که از کنارم
رحمی، رحمی که از کنارم
شماره ۲۲۰ - ای ماه رویت چون مهر تابان
ای ماه رویت چون مهر تابان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۹۲ - مرا به میکده هر کس که راه بنماید
مرا به میکده هر کس که راه بنماید انوری : مقطعات
شماره ۲۳۹ - هر که زی خویشتن گران آید
هر که زی خویشتن گران آید قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۰ - پیوسته درین دایره پهناور
پیوسته درین دایره پهناور یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۱۸ - رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد
رزم شامی و حجازی کم تر از محشر نباشد طغرل احراری : غزلیات
شماره ۴۷ - می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب
می نماید بر لب جو عکس ماه من در آب سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شجاع الدین
علی است روز مصاف و نبرد و کوشش و کین رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۷۶ - سرمد کاشی قُدِّسَ سِرُّه
عاشقی است جانباز و عارفی است خانه برانداز. دیوانهای است مجذوب و فرزانهای است محبوب و رندی است بی باک و مستی است چالاک. شیوهاش مخموری و مشربش منصوری. نامش سعیدا و از زمرهٔ سعد. از طایفهٔ عرفا و از فرقهٔ شهدا. نخست موسوی کیش و انجام محمدی مذهب. ابتدا حکیم سیرت و انتها فقیر مشرب. از مذهب کلیمی به اسلام رجوع و به صورت آن نیز قناعت نکرده، بر طریقهٔ طریقت قدم زده و جمعی از ارباب حال و اصحاب کمال را دیده و به خدمت علماء و حکماء و عرفا رسیده. صاحب دبستان نوشته که حکمیات رادر خدمت حکمای ایران مانند جناب میرفندرسکی و صدرالمتألّهین قدّس سرّه خوانده. غرض، بالاخره در بند صورت مجذوب مطلق گردیده. اموال و اثقال خود را به تاراج داد و سروپا برهنه سر در بیابانها نهاد. پس از مدتی به دهلی افتاد و محمد دارا شکوه دم از اخلاص کیشی او میزد و قاضی قوی قاضی آن شهر را به سرمد کینه به هم رسید. در تِلْوِ این حال برادر کهتر داراشکوه بر سریر سلطنت جلوس نمود. چون با سرمد سابقهٔ عداوتی داشت با قاضی قوی در ایذای وی موافقت کرد. قاضی، عریانی سرمد را بهانه کرده، گفت: ترا با وجود ذوق و حال و فضل و کمال، مکشوف العورة بودن از چه راه است. سرمد چون مقصود وی را میدانست. گفت: شیطان قوی است. قاضی قوی از این قول متغیر شد و سرمد این رباعی را بدیهةً گفته: سعدی : غزلیات
غزل ۴۳ - اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ و سلیمان را باد، غُدُوُّها شَهْرٌ بامداد بردن باد او را بیک ماهه راه، وَ رَواحُها شَهْرٌ و شبانگاه بردن او را بیک ماهه راه، وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ و او را چشمه مس روانییم؟، وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ و از پریان کسانى پیش او ایستاده، بِإِذْنِ رَبِّهِ بفرمان خداوند او، وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ و هر که بگشتید ازیشان، عَنْ أَمْرِنا از فرمان ما، نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِیرِ (۱۲) چشانیم او را از عذاب آتش. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۷۱ - چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۹ - صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین
دوش که چون نور یقین در گمان ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۴۶ - هر تیر که در جعبه افلاک بود
هر تیر که در جعبه افلاک بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۹ - دو جهان است درکنار خودم
دو جهان است درکنار خودم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۳۲ - حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید
حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید سیدای نسفی : رباعیات
شماره ۲۵ - ای شاه چو سرو باغ یکتا شده ام
ای شاه چو سرو باغ یکتا شده ام امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷ - مخترع
آمد بهار دلکش و گلهای تر شکفت رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح سید تاجدالدین ابوالغنایم رافعی شیبانی
ای تاج دین تازی و ای سید عرب صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۹۱ - تسکین دل به شور محبت نمی شود
تسکین دل به شور محبت نمی شود طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۸ - رحمی، رحمی که از کنارم
رحمی، رحمی که از کنارم