رشیدالدین میبدی : ۸۳- سورة التطفیف (المطففین)- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره سى و شش آیت است، صد و هفتاد و هفت کلمه نهصد و سى حرف و در نزول آن علما مختلف‏اند. قومى گفتند: مکّى است، جمله به مکه فرو آمد قومى گفتند: میان مکه و مدینه فرو آمد، آن گه که رسول خدا (ص) هجرت کرد. و بیشترین علما بر آنند که در مدینه فرو آمد. مقاتل گفت: اوّل سورتی که در مدینه فرو آمد این سورتست و درین سوره هیچ ناسخ و منسوخ نیست. و عن ابى بن کعب قال: قال رسول اللَّه (ص): «من قرأ سورة «المطفّفین» سقاه اللَّه من الرّحیق المختوم یوم القیامة»
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۲۴ - حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار
حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار
انوری : غزلیات
غزل ۳۱۵ - در حسن قرین نوبهار آیی
در حسن قرین نوبهار آیی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۱۲ - خویشتن داری کنید ای عاشقان با درد عشق
خویشتن داری کنید ای عاشقان با درد عشق
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دل ما از کنار ما رمیده
دل ما از کنار ما رمیده
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۲۶ - دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٩٧ - تعیین دال و ذال که در مفردی فتد
تعیین دال و ذال که در مفردی فتد
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۶۲ - ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زند
ابر نوروزی چو گل را بر ورق شبنم زند
شیخ بهایی : دیوان اشعار
مخمس
تاکی به تمنای وصال تو یگانه
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۴۹ - بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۳۳۳ - نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
نظر کن روی آن دلبر ببین شمع
عطار نیشابوری : باب چهاردهم: در ذَمّ دنیا و شكایت از روزگار غدّار
شماره ۲۳ - امروز منم به جان و تن درمانده
امروز منم به جان و تن درمانده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۶۵ - چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳ - نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
نشانده شام غمت گرد دل سپاهی را
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۹ - مراست در هوس روی آن پری پیکر
مراست در هوس روی آن پری پیکر
رشیدالدین میبدی : ۹- سورة التوبة- مدنیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ... الآیة. یک قول آنست که اینان اهل بدعت و اهواءاند که کتاب خدا و سنّت مصطفى واپس داشتند و آن را سست دیدند، و صواب دید رأى خویش و مستحسنات عقول فرا پیش داشتند و بچشم تعظیم در آن ننگرستند تا اسیر تهمت و شبهت گشتند، نه اعتقاد بر بصیرت دارند نه سخن بر بیّنت نه طریق کتاب و سنّت، راست چون درختى که بیخش بدعت، ساقش ضلالت، شاخش لعنت، برگش عقوبت، شکوفه‏اش ندامت، میوه‏اش حسرت.
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۳ - حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۴ - ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۷۳ - چه غم کودکان را زاندوه مادر؟
چه غم کودکان را زاندوه مادر؟
سعیدا : رباعیات
شماره ۸۹ - تا زهر غمت بود نخوردیم شکر
تا زهر غمت بود نخوردیم شکر