اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۳ - حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
حرف عشق دوست را افسانه می دانیم ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۶۴ - ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۷۳ - چه غم کودکان را زاندوه مادر؟
چه غم کودکان را زاندوه مادر؟
سعیدا : رباعیات
شماره ۸۹ - تا زهر غمت بود نخوردیم شکر
تا زهر غمت بود نخوردیم شکر
جامی : سلسلةالذهب
بخش ۲۳ - گفتار در فضیلت جود و کرم
پیش سوداییان تخت جلال
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۰۴ - ماهی گیر
شوخ ماهی گیر باشد دلربای شوخ و شنگ
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۶۲ - من کیستم‌
ز بس در زمانه خمش زیستم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۴۸ - زین چرخ گردون فروا الی الله
زین چرخ گردون فروا الی الله
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۴۵ - لشکر پیری فگند و قافله ذل
لشکر پیری فگند و قافله ذل
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۱۶ - در معرفت مفتی عرفان پرداخت
در معرفت مفتی عرفان پرداخت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴۱۴ - حک کردنی است آنچه بنگاشته‌ام
حک کردنی است آنچه بنگاشته‌ام
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷۴ - ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
عطار نیشابوری : باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق
شماره ۲۳ - گر دل گویم ز غایت مشتاقی
گر دل گویم ز غایت مشتاقی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۷۲۳ - ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۷۳ - تا بتوانی بکش به جان بار دلی
تا بتوانی بکش به جان بار دلی
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیه‌السلام بر امیر کردن آن هذیلی
چون پَیَمْبر سَروَری کرد از هُذَیْل
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عمر بن ابى سلمه مخزومى در دلجويى از او به علت عزلش از حکومت بحرین
و من كتاب له عليه‌السلام إلى عمر بن أبي سلمة المخزومي و كان عامله على البحرين فعزله و استعمل نعمان بن عجلان الزّرقي مكانه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۷۶ - گوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرست
گوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرست
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴ - عزم نیشابور و کسوف
و بیست و سیوم شعبان به عزم نیشابور بیرون آمدم و از مرو به سرخس شدم که سی فرسنگ باشد و از آن جا به نیشابور چهل فرسنگ است. روز شنبه یازدهم شوال در نیشابور شدم.
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۳ - بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند