رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۱ - هر کو برود راست نشستست به شادی
هر کو برود راست نشستست به شادی
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۷ - شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام
اَنْبیا گفتند فالِ زشت و بَد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۶۳ - چنان بار برآورد به خویشتن
چنان بار برآورد به خویشتن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۳۲ - این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۶ - تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۴ - بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار
بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۹ - اگر من زونجت نخوردم گهی
اگر من زونجت نخوردم گهی
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۲۵ - تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۷ - ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۹۴ - چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۵ - ماغ در آبگیر گشته روان
ماغ در آبگیر گشته روان
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۸۲ - زین مبارک‌تر به عمر اندر نباشد روزگار
زین مبارک‌تر به عمر اندر نباشد روزگار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۰ - هردم که مرا گرفته خاموش
هردم که مرا گرفته خاموش
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۸۰ - چه‌ گویی اندرین چرخ مُدور
چه‌ گویی اندرین چرخ مُدور
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۴۴ - مرده نشود زنده، زنده بستودان شد
مرده نشود زنده، زنده بستودان شد
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۷۵ - آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر
آن شمع چه شمع است که برنامه و دفتر
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۲۵ - همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۶۸ - رای خاقان معظم شهریار دا‌دگر
رای خاقان معظم شهریار دا‌دگر
امیر معزی : قصاید
شماره ۱۴۹ - نه بود و نه هست و نه باشد دگر
نه بود و نه هست و نه باشد دگر