خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عاشقانه و غمگین استفاده میکند. در آن از مفاهیمی مانند انتقام، رقابت، زیبایی و عشق صحبت شده است. تصاویری مانند گلستان، سبزه، ساغر، خنجر و فانوس برای انتقال مفاهیم به کار رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از تصاویر مانند خنجر و انتقام ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۹۴ - چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
نرگس از برگ گل سوسن سپر بر سر کشید ۱
باغبان فرمود گلشن را به استقبال او
گل به ایثار قدومش در طبق ها زر کشید ۲
سبزه بر سر داشت با خطش کند گردنکشی
جبرئیل سنبل زلفش رسید و بر کشید ۳
قامتش در خانه فانوس باشد جلوه گر
بر سر بازار آمد شمع و خود را بر کشید ۴
تا سحر می آمد از مهتاب من بوی کباب
آن بت شبگرد من امشب کجا ساغر کشید ۵
صفحه رخسار او را کرد خط زیر و زبر
سبزه بیگانه آخر زین گلستان سر کشید ۶
سیدا عکس رقیب آئینه ام را زد به سنگ
انتقام خویش این زنگی ز روشنگر کشید ۷
نرگس از برگ گل سوسن سپر بر سر کشید ۱
باغبان فرمود گلشن را به استقبال او
گل به ایثار قدومش در طبق ها زر کشید ۲
سبزه بر سر داشت با خطش کند گردنکشی
جبرئیل سنبل زلفش رسید و بر کشید ۳
قامتش در خانه فانوس باشد جلوه گر
بر سر بازار آمد شمع و خود را بر کشید ۴
تا سحر می آمد از مهتاب من بوی کباب
آن بت شبگرد من امشب کجا ساغر کشید ۵
صفحه رخسار او را کرد خط زیر و زبر
سبزه بیگانه آخر زین گلستان سر کشید ۶
سیدا عکس رقیب آئینه ام را زد به سنگ
انتقام خویش این زنگی ز روشنگر کشید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - زلف تو شام بوی و جبین صبحگاه عید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - آمد خزان و سیر چمن آرزو نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.