سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۱ - مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد
مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجالِ انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که مَلِک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی‌کردم. اکنون که در چاهت دیدم، فرصت غنیمت دانستم.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۰۰ - جلوه برقی است نور آفتاب زندگی
جلوه برقی است نور آفتاب زندگی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۲۶ - از قبول نقش، دل دایم پریشان حال بود
از قبول نقش، دل دایم پریشان حال بود
عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۲۶ - در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق
در بیان فیض بخشی آن سر حلقۀ راستین و اسرار شکافتن آستین و مراتب پرده از اسرار برداشتن و نکتۀ توحید را از راه مکاشفات، معلوم عروس خود داشتن که بر مصداق: اولیائی تحت قبابی لایعرفهم غیری ما را تا ابد زندگی و دوام و دولت و پایندگیست:
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۶۴ - گر تو ای چرخ گردان مادرم
گر تو ای چرخ گردان مادرم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۸۷ - ترک من چون تیر مژگان برکشد
ترک من چون تیر مژگان برکشد
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۵ - حکایت مسافر کنعانی که به رسم ارمغانی آیینه ای نورانی پیش روی یوسف علیه السلام نهاد
یوسف کنعان چو به مصر آرمید
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۸۹۱ - بگو تا کی چنین دربندی ای دل
بگو تا کی چنین دربندی ای دل
سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۸۲ - زیر مهر پادشاه زری در آرد روزگار
زیر مهر پادشاه زری در آرد روزگار
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۵۸ - از شبنم عشق خاک آدم گل شد
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - اول ز مکوّنات، عقل و جان است
اول ز مکوّنات، عقل و جان است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۱۴ - تا نسوزد، عود در مجمر ندارد آدمی
تا نسوزد، عود در مجمر ندارد آدمی
سعدی : غزلیات
غزل ۲۹ - روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟
روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟
سعدی : غزلیات
غزل ۵۸۴ - هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشی
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱ - زرفشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
زرفشانید بر پیلان جرسهای مدارا را
ظهیرالدین فاریابی : غزلیات
شماره ۲ - یار میخواره من دی قدحی باده به دست
یار میخواره من دی قدحی باده به دست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۷۶ - غبار معصیت از عفو پایمال شود
غبار معصیت از عفو پایمال شود
محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - وله ایضا
به که درین گفته معجز بیان
مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۸۳ - عشق تو از بس کشش جان آمده
عشقِ تو از بَس کَشِش جان آمده
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۴۰ - خوش آن که به گوشه ای نشیند
خوش آن که به گوشه ای نشیند