خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی است که به عشق الهی و رابطه عاشقانه با معشوق (شمس تبریزی) می‌پردازد. شاعر از کشش جان به سوی عشق، شادی کشتگان عشق، و زبان عاشقی که خون است سخن می‌گوید. همچنین، از لطف و نور الهی و درد عشق شمس تبریزی به عنوان گنج درمان یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق الهی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم فلسفی و عرفانی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون زبان عاشقی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۳۸۳ - عشق تو از بس کشش جان آمده

عشقِ تو از بَس کَشِش جان آمده
کُشتگانَت شاد و خندان آمده ۱

جانْ شِکَرخای است، لیکِن از تواَش
شِکَّری دیگر به دندان آمده ۲

دوش دیدم صورتِ دل را چُنانْک
بازْ خوش بر دستِ سُلطان آمده ۳

صید کرده جانِ هر مُشتاق را
پَرِّ پُرخونْ سویِ جانان آمده ۴

جُمله جان‌ها سویِ تو آید، بُوَد
یک جُوی زَر جانِبِ کان آمده ۵

گفتَمَش از عاشقانْ این خون زِ چیست؟
ای تو از عُشّاق و رِنْدان آمده ۶

گفت خون باشد زبانِ عاشقی
عشق را خون است بُرهان آمده ۷

بویِ مُشک و بویِ ریحان، لُطفِ ماست
راست گویم، نورِ یزدان آمده ۸

دُردِ دَردِ شَمسِ تبریزی مرا
لحظه لحظه گنجِ دَرمان آمده ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۲ - ای بخاری را تو جان پنداشته
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۴ - جسته‌اند دیوانگان از سلسله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.