خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به عشق و شیدایی عاشقان به معشوق اشاره دارد. دیوانگان و عاشقان از بند سلسله رها شدهاند و فریادهایشان بلند شده است. شاعر از عشق به لیلی و مجنون و همچنین از عشق به شمس تبریزی سخن میگوید و بیان میکند که عشق و فتنهای که از سلسله برخاسته، هوش و جان عاشقان را تسخیر کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۸۴ - جستهاند دیوانگان از سلسله
جَستهاند دیوانگانْ از سِلْسِله
ز آنک بَرزَد بویِ جانْ از سِلْسِله ۱
نَعْرهها از عاشقانْ بَرخاسته
اَلْامان و اَلْامان از سِلْسِله ۲
جانِ مُشتاقان نمیگُنجَد هَمی
در زمین و آسْمانْ از سِلْسِله ۳
پیشِ لیلی میبَرَم من هر دَمی
جانِ مَجنون، اَرْمغانْ از سِلْسِله ۴
حَلقههایِ عشقِ تو در گوشِ ماست
هوشِ ما را تو مَرانْ از سِلْسِله ۵
فِتْنه بین کَزْ سِلْسِله اَنْگیختی
فِتْنه را هم مینشانْ از سِلْسِله ۶
صد نشان بر پایِ جانْ از بَندِ توست
گر چه جان شُد بینشانْ از سِلْسِله ۷
شَمسِ تبریزی مُرادم زُلفِ توست
گر چه کردم من بیانْ از سِلْسِله ۸
ز آنک بَرزَد بویِ جانْ از سِلْسِله ۱
نَعْرهها از عاشقانْ بَرخاسته
اَلْامان و اَلْامان از سِلْسِله ۲
جانِ مُشتاقان نمیگُنجَد هَمی
در زمین و آسْمانْ از سِلْسِله ۳
پیشِ لیلی میبَرَم من هر دَمی
جانِ مَجنون، اَرْمغانْ از سِلْسِله ۴
حَلقههایِ عشقِ تو در گوشِ ماست
هوشِ ما را تو مَرانْ از سِلْسِله ۵
فِتْنه بین کَزْ سِلْسِله اَنْگیختی
فِتْنه را هم مینشانْ از سِلْسِله ۶
صد نشان بر پایِ جانْ از بَندِ توست
گر چه جان شُد بینشانْ از سِلْسِله ۷
شَمسِ تبریزی مُرادم زُلفِ توست
گر چه کردم من بیانْ از سِلْسِله ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۳ - عشق تو از بس کشش جان آمده
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۵ - روز ما را، دیگران را شب شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.