خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به انتقاد از کسانی میپردازد که ارزشهای واقعی را نادیده گرفته و به جای آنها، چیزهای بیارزش را جایگزین کردهاند. شاعر از کسانی سخن میگوید که به جای توجه به معنویت و حقیقت، به مادیات و شهوات روی آوردهاند و این موضوع را با استفاده از استعارهها و تشبیهات مختلف بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند شهوت و کفر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتر برای درک کامل دارند.
غزل ۲۳۸۲ - ای بخاری را تو جان پنداشته
ای بُخاری را تو جانْ پِنْداشته
حَبّهٔ زَر را تو کانْ پِنْداشته ۱
ای فُرورفته چو قارون در زمین
وِیْ زمین را آسْمانْ پِنْداشته ۲
ای بِدیده لُعْبَتانِ دیو را
لُعْبَتان را مَردمانْ پِنْداشته ۳
ای کَرانه رفته عشق از نَنگِ تو
ای تو خود را در میانْ پِنْداشته ۴
ای گرفته چَشمَت آب از دودِ کُفر
دود را نورِ عِیانْ پِنْداشته ۵
ای زِ شَهوت در پَلیدی هَمچو کِرم
عاشقان را هم چُنانْ پِنْداشته ۶
مَستیِ شَهوت، نشانِ لَعْنَت است
ای نشان را بینشانْ پِنْداشته ۷
ای تو گَندیده میانِ حَرف و صوت
وِیْ خدا را بیزبانْ پِنْداشته ۸
ماهتابَش میزَنَد بر کوریاَت
ای تو مَهْ را هم نَهانْ پِنْداشته ۹
هر چه گفتم خویشتن را گفتهام
ای تو هَجوِ دیگرانْ پِنْداشته ۱۰
حَبّهٔ زَر را تو کانْ پِنْداشته ۱
ای فُرورفته چو قارون در زمین
وِیْ زمین را آسْمانْ پِنْداشته ۲
ای بِدیده لُعْبَتانِ دیو را
لُعْبَتان را مَردمانْ پِنْداشته ۳
ای کَرانه رفته عشق از نَنگِ تو
ای تو خود را در میانْ پِنْداشته ۴
ای گرفته چَشمَت آب از دودِ کُفر
دود را نورِ عِیانْ پِنْداشته ۵
ای زِ شَهوت در پَلیدی هَمچو کِرم
عاشقان را هم چُنانْ پِنْداشته ۶
مَستیِ شَهوت، نشانِ لَعْنَت است
ای نشان را بینشانْ پِنْداشته ۷
ای تو گَندیده میانِ حَرف و صوت
وِیْ خدا را بیزبانْ پِنْداشته ۸
ماهتابَش میزَنَد بر کوریاَت
ای تو مَهْ را هم نَهانْ پِنْداشته ۹
هر چه گفتم خویشتن را گفتهام
ای تو هَجوِ دیگرانْ پِنْداشته ۱۰
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۱ - عشق بین، با عاشقان آمیخته
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۳ - عشق تو از بس کشش جان آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.