آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۹ - گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است!
گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است! حافظ : غزلیات
غزل ۲۴۲ - بیا که رایت منصور پادشاه رسید
بیا که رایت منصور پادشاه رسید رشیدالدین میبدی : ۱۰- سورة یونس - مکیة
۶ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ و این ناس مشرکان قریشاند و موعظة و شفاء و هدى و رحمة همه صفات قرآناند موعظة خواند زیرا که در آن هم وعظ است و هم زجر، مطیع بوى پند پذیرد و در طاعت بیفزاید عاصى پند گیرد و از معصیت باز ایستد، شفا خواند زیرا که درد جهل را دارو است، و بیمارى شک را درمان. هُدىً وَ رَحْمَةٌ خواند بیگانه را بر راه میخواند و آشنا را بر صواب میراند، هدایت را سبب است و نجات را وسیلت، رحمت مؤمنان است و تذکره خایفان، و تبصره دوستان و قیل: وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ اى نعمة من اللَّه لاصحاب محمد ص. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۶۷ - معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند
معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۱۰ - هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند
هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند مولوی : دفتر اول
بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست
آن جُهودِ سگْ بِبین چه رای کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۶۶ - درگلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
درگلستان بلبل و در انجمن پروانه باش کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۸ - بس شگرفست کار و بار لبت
بس شگرفست کار و بار لبت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۱۰ - عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۷ - از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا الآیة این پندیست که خداى تعالى مؤمنان را میدهد که شما چون منافقان مباشید، و شک و نفاق بدل خود راه مدهید، و آنچه ایشان گویند مگویید. و گفت ایشان آن بود که: عبد اللَّه بن ابى سلول و جماعتى از منافقان که روز احد بوقعت حاضر نبودند فرا عبد اللَّه بن رباب و اصحاب او گفتند که این برادران و پیوستگان ما که بسفر تجارت شدند و در آن سفر بمردند یا بغزاء احد شدند و در آن غزا کشته شدند، إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ فماتوا أَوْ کانُوا غُزًّى فقتلوا هر دو کلمه درآیت مضمر است. «غزّى» جمع غازى است، فعّل من الغزو. گفتند اگر ایشان بیرون نشدندى بسفر، نمردندى، و ایشان را در غزو نکشتندى، و این سخن از ایشان تکذیب قدر است. ربّ العالمین گفت: لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ اى لیجعل ظنّهم انّهم: لو لم یحضروا الحرب لا ندفع القتل عنهم، حسرة فى قلوبهم. این بآن کرد تا ایشان ظن برند که: اگر بقتال و حرب نشدندى ایشان را نکشتندى، و این ظن در دل ایشان حسرت و دریغ فرو آورد، و رنجورى بیفزود. اللَّه تعالى مؤمنان را ازین گفت نهى فرمود، تا آن حسرت در دل ایشان نبود چنان که در دل منافقان. آن گه خبر داد که: موت و حیات در قدرت اللَّه است و بمشیّت اوست، آن را وقتى است معین. و هنگامى نامزد کرده گفت: وَ اللَّهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ خداى است که زنده میدارد نه مقام و زیرکى، و اوست که مىمیراند نه سفر و دلیرى. چون فراز آید در سفر و در حضر بنگردد و آن را مردى نبود. عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲۶ - عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست
عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۳ - اشک چشم من و شراب یکیست
اشک چشم من و شراب یکیست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۱۴ - تا به کی این بستن و بگسیختن؟
تا به کی این بستن و بگسیختن؟ مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۲ - چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
چو عشق را هَوَسِ بوسه و کِنار بُوَد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۸۰ - آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم
آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود
سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۰۰ - یادگار بهار به پاکستان
همیشه لطف خدا باد یار پاکستان امام خمینی : غزلیات
مستی عشق
در میخانه به روی همه باز است هنوز
شماره ۱۹ - گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است!
گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است! حافظ : غزلیات
غزل ۲۴۲ - بیا که رایت منصور پادشاه رسید
بیا که رایت منصور پادشاه رسید رشیدالدین میبدی : ۱۰- سورة یونس - مکیة
۶ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا النَّاسُ و این ناس مشرکان قریشاند و موعظة و شفاء و هدى و رحمة همه صفات قرآناند موعظة خواند زیرا که در آن هم وعظ است و هم زجر، مطیع بوى پند پذیرد و در طاعت بیفزاید عاصى پند گیرد و از معصیت باز ایستد، شفا خواند زیرا که درد جهل را دارو است، و بیمارى شک را درمان. هُدىً وَ رَحْمَةٌ خواند بیگانه را بر راه میخواند و آشنا را بر صواب میراند، هدایت را سبب است و نجات را وسیلت، رحمت مؤمنان است و تذکره خایفان، و تبصره دوستان و قیل: وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ اى نعمة من اللَّه لاصحاب محمد ص. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۶۷ - معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند
معنی ز لفظ جوهر خود را عیان کند بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۵۱۰ - هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند
هر چه از دل میخورم، از روزیم کم میکنند مولوی : دفتر اول
بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست
آن جُهودِ سگْ بِبین چه رای کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۶۶ - درگلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
درگلستان بلبل و در انجمن پروانه باش کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۸ - بس شگرفست کار و بار لبت
بس شگرفست کار و بار لبت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۱۰ - عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
عاقبت کار نظربازان به سامان می شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۶۷ - از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا الآیة این پندیست که خداى تعالى مؤمنان را میدهد که شما چون منافقان مباشید، و شک و نفاق بدل خود راه مدهید، و آنچه ایشان گویند مگویید. و گفت ایشان آن بود که: عبد اللَّه بن ابى سلول و جماعتى از منافقان که روز احد بوقعت حاضر نبودند فرا عبد اللَّه بن رباب و اصحاب او گفتند که این برادران و پیوستگان ما که بسفر تجارت شدند و در آن سفر بمردند یا بغزاء احد شدند و در آن غزا کشته شدند، إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ فماتوا أَوْ کانُوا غُزًّى فقتلوا هر دو کلمه درآیت مضمر است. «غزّى» جمع غازى است، فعّل من الغزو. گفتند اگر ایشان بیرون نشدندى بسفر، نمردندى، و ایشان را در غزو نکشتندى، و این سخن از ایشان تکذیب قدر است. ربّ العالمین گفت: لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ اى لیجعل ظنّهم انّهم: لو لم یحضروا الحرب لا ندفع القتل عنهم، حسرة فى قلوبهم. این بآن کرد تا ایشان ظن برند که: اگر بقتال و حرب نشدندى ایشان را نکشتندى، و این ظن در دل ایشان حسرت و دریغ فرو آورد، و رنجورى بیفزود. اللَّه تعالى مؤمنان را ازین گفت نهى فرمود، تا آن حسرت در دل ایشان نبود چنان که در دل منافقان. آن گه خبر داد که: موت و حیات در قدرت اللَّه است و بمشیّت اوست، آن را وقتى است معین. و هنگامى نامزد کرده گفت: وَ اللَّهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ خداى است که زنده میدارد نه مقام و زیرکى، و اوست که مىمیراند نه سفر و دلیرى. چون فراز آید در سفر و در حضر بنگردد و آن را مردى نبود. عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۲۶ - عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست
عرفی سر صفهٔ مغان مسند ماست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۳ - اشک چشم من و شراب یکیست
اشک چشم من و شراب یکیست اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۱۴ - تا به کی این بستن و بگسیختن؟
تا به کی این بستن و بگسیختن؟ مولوی : غزلیات
غزل ۹۲۲ - چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
چو عشق را هَوَسِ بوسه و کِنار بُوَد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۸۰ - آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم
آنم که دل به عالم پُر غم نمیدهم خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خود
سنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختن ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۰۰ - یادگار بهار به پاکستان
همیشه لطف خدا باد یار پاکستان امام خمینی : غزلیات
مستی عشق
در میخانه به روی همه باز است هنوز