فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۰ - مرا در پیش راهی پر ز بیم است
مرا در پیش راهی پر ز بیم است اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۰۷ - هر لحظه زدست غم به جان آید دل
هر لحظه زدست غم به جان آید دل آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۳۷ - بخود پیرایه چون آن سرو سیم اندام میبندد
بخود پیرایه چون آن سرو سیم اندام میبندد اقبال لاهوری : زبور عجم
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۶۶ - سخت آشفته جمال خودی
سخت آشفته جمال خودی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۹۷ - کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ شما را بیافریدیم ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ آن گه شما را چهرها نگاشتیم ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ آن گه فریشتگان را گفتیم: اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود کنید آدم را فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ سجود کردند مگر ابلیس لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ (۱۱) که وى از سجود کنندگان نبود. عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳۴ - بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت
بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - راه تحصیل صفت توکل و علامت حصول آن
طریقه تحصیل صفت توکل آن است که آدمی سعی در قوت اعتقاد خود نماید تا همه امور را مستند به حضرت آفریدگار داند و از برای دیگری در هیچ امری مدخلیتی نداند و بعد از آن، تأمل کند و متذکر شود که پروردگار عالم بی سابقه سعی و تدبیر او، او را از عالم نیستی به فضای هستی درآورد و خلعت وجود، که اصل همه نعمتها است در او پوشانید و در صلب پدر و رحم مادر، که آن بیچاره از همه جا بی خبر بوده او را حفظ و حراست نمود و آنچه در هر حالی ضروری بود از برای او آماده ساخت و اعضا و جوارح او را که مایه بقا و معیشت او در دنیاست بدون آگاهی آن، به او عطا فرمود و بعد از آمدن او به فضای دنیا، خون حیض را از مجرای پستان، بعد از آنکه آن را صاف و سفید نموده جاری ساخت، و کیفیت مکیدن را به او تعلیم نمود و سایر ضروریات معیشت او را در دنیا از زمین و آسمان و آب و آتش و هوایی که به آن نفس کشد و صنعتها و علمها و گیاهها و میوه ها و حیوانات، مهیا گردانید و قوای باطنیه و ظاهریه را به امور خود مشغول گردانید. اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۸۳ - دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۸ - در عالم بیوفا کسی خرم نیست
در عالم بیوفا کسی خرم نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۷ - وقت آمد توبه را شکستن
وَقت آمد توبه را شِکَستن ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٠٧ - بتجرید در شهر من شهره ام
بتجرید در شهر من شهره ام امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۸۲ - ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۲ - بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی
بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۱۸ - ای تو ترش کرده رو، تا که بترسانیام
ای تو تُرُش کرده رو، تا که بِتَرسانیاَم قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱ - از قصیدهایست که در نصیحت و موعظت گفته و موجود از آن این است
ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸ - در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما
در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - درد تو بود نهفته در جان کردن
درد تو بود نهفته در جان کردن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۲۳ - قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
دوبیتی ۲۰ - مرا در پیش راهی پر ز بیم است
مرا در پیش راهی پر ز بیم است اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۰۷ - هر لحظه زدست غم به جان آید دل
هر لحظه زدست غم به جان آید دل آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۳۷ - بخود پیرایه چون آن سرو سیم اندام میبندد
بخود پیرایه چون آن سرو سیم اندام میبندد اقبال لاهوری : زبور عجم
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۶۶ - سخت آشفته جمال خودی
سخت آشفته جمال خودی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۹۷ - کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ شما را بیافریدیم ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ آن گه شما را چهرها نگاشتیم ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ آن گه فریشتگان را گفتیم: اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود کنید آدم را فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ سجود کردند مگر ابلیس لَمْ یَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ (۱۱) که وى از سجود کنندگان نبود. عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳۴ - بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت
بی روی تو چشم بر چه خواهم انداخت ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - راه تحصیل صفت توکل و علامت حصول آن
طریقه تحصیل صفت توکل آن است که آدمی سعی در قوت اعتقاد خود نماید تا همه امور را مستند به حضرت آفریدگار داند و از برای دیگری در هیچ امری مدخلیتی نداند و بعد از آن، تأمل کند و متذکر شود که پروردگار عالم بی سابقه سعی و تدبیر او، او را از عالم نیستی به فضای هستی درآورد و خلعت وجود، که اصل همه نعمتها است در او پوشانید و در صلب پدر و رحم مادر، که آن بیچاره از همه جا بی خبر بوده او را حفظ و حراست نمود و آنچه در هر حالی ضروری بود از برای او آماده ساخت و اعضا و جوارح او را که مایه بقا و معیشت او در دنیاست بدون آگاهی آن، به او عطا فرمود و بعد از آمدن او به فضای دنیا، خون حیض را از مجرای پستان، بعد از آنکه آن را صاف و سفید نموده جاری ساخت، و کیفیت مکیدن را به او تعلیم نمود و سایر ضروریات معیشت او را در دنیا از زمین و آسمان و آب و آتش و هوایی که به آن نفس کشد و صنعتها و علمها و گیاهها و میوه ها و حیوانات، مهیا گردانید و قوای باطنیه و ظاهریه را به امور خود مشغول گردانید. اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۸۳ - دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم
دشمن و دوست بگو با هم در ساخته ایم هلالی جغتایی : رباعیات
رباعی ۸ - در عالم بیوفا کسی خرم نیست
در عالم بیوفا کسی خرم نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۷ - وقت آمد توبه را شکستن
وَقت آمد توبه را شِکَستن ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٠٧ - بتجرید در شهر من شهره ام
بتجرید در شهر من شهره ام امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷۸۲ - ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای
ای که در دیده درونی و در آغوش نه ای امیر معزی : غزلیات
شماره ۵۲ - بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی
بامدادان راست گو تا رخ کرا آراستی مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۱۸ - ای تو ترش کرده رو، تا که بترسانیام
ای تو تُرُش کرده رو، تا که بِتَرسانیاَم قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱ - از قصیدهایست که در نصیحت و موعظت گفته و موجود از آن این است
ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۸ - در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما
در نظرها گر چه بیکاریم در کاریم ما مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - درد تو بود نهفته در جان کردن
درد تو بود نهفته در جان کردن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۲۳ - قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم