خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۲۰۷ - الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است مُبارک باد که مرا این همه درد در خور
الهی نصیب این بیچاره از این کار همه درد است مُبارک باد که مرا این همه درد در خورد است بیچاره آن کس از این درد فرد است، حقا که هر کس بدین درد ننازد نا جوانمرد است.
حافظ : قطعات
قطعه ۱۵ - بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند
بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۲۹ - پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟
پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۶۴ - گر مرد وفایی ره بازار الم گیر
گر مرد وفایی ره بازار الم گیر
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۹ - دل به ما ده بیا دلی دریاب
دل به ما ده بیا دلی دریاب
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۳ - برداشتن امام علیه السلام بیعت ازگردن اولاد عقیل و پا سخ ایشان
بفرمود زان پس به آل عقیل (ع)
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۲۴۵ - ملک و ملکوت و جسم و جانند به هم
ملک و ملکوت و جسم و جانند به هم
سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
حکایت - قحطی افتاد وقتی اندر ری
قحطی افتاد وقتی اندر ری
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۳۱ - نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
نگهبان چراغ راز دل خاموش می باید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۹۰ - به جای سبزه چو ایام زندگی بسر آید
به جای سبزه چو ایام زندگی بسر آید
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۳۴ - گفتم که شبی با تو توانم دم زد؟
گفتم که شبی با تو توانم دم زد؟
ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستان
ز من عشق است هندستان زمین را
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۱۲ - چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر
چشم عاشق کش او کشت مرا بار دگر
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۳۷۹ - گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۸۶ - منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۷۶ - چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد
چون پسته زبان در دهنم زنگ برآورد
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۶۳ - بسکه بجان باشدم از غم جانانه سوز
بسکه بجان باشدم از غم جانانه سوز
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۷۴ - الحقیقة
ای دوست میان من و تو گرنه دُوی است
مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۵۱ - زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری
زان خاکِ تو شُدم تا بر من گُهَر بِباری
حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۵۳ - هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست