خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

در این متن، شاعر از گم شدن دختری به نام رز سخن می‌گوید که برای یافتن خود رفته است. او دارای جامه‌ای از لعل و نیمتاجی از حباب است و عقل و دانش را با خود برده است. شاعر از مردم می‌خواهد که اگر او را یافتند، به خانه‌اش بازگردانند. همچنین هشدار می‌دهد که هر کس به او آسیبی برساند، مجازات سختی در انتظارش خواهد بود.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و هشدارها ممکن است برای سنین پایین ترس‌آور یا گیج‌کننده باشد.

مشاهده کامل

قطعه ۱۵ - بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند

بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند
بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید ۱

دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده‌ست
رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید ۲

جامه‌ای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب
عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید ۳

هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم
ور بود پوشیده و پنهان به دوزخ در روید ۴

دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست
گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ برید ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۱۴ - دل منه بر دنیی و اسباب او
گوهر بعدی:قطعه ۱۶ - برادر خواجه عادل طاب مثواه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.