خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید، با وجود آگاهی از جایگاه معشوق، خود را درگیر احساسات و درد عشق میکند و با وجود رنجش، به ستایش و حفظ خاطر معشوق ادامه میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۹ - گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
با زبان آتشین چون لاله داغت می کنم ۱
می توانم گلشنت را سوخت از یک برق آه
پاس خاطر داریی گلهای باغت می کنم ۲
باده نابم ولی چشمت به خونم تشنه است
روغن بادامم اما بی دماغت می کنم ۳
با وجود آنکه می دانم کجا داری مقام
لیک با خود پس نمی آیم سراغت می کنم ۴
تا نریزد باده وصلت به کام سیدا
چشم پر خون را نگهبان ایاغت می کنم ۵
با زبان آتشین چون لاله داغت می کنم ۱
می توانم گلشنت را سوخت از یک برق آه
پاس خاطر داریی گلهای باغت می کنم ۲
باده نابم ولی چشمت به خونم تشنه است
روغن بادامم اما بی دماغت می کنم ۳
با وجود آنکه می دانم کجا داری مقام
لیک با خود پس نمی آیم سراغت می کنم ۴
تا نریزد باده وصلت به کام سیدا
چشم پر خون را نگهبان ایاغت می کنم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۸ - پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۰ - یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.